هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از نزاری بیانگر عشق الهی و تسلیم در برابر فرمان عشق است. شاعر از خرابههای دل خود به عنوان جایگاه نزول عشق یاد میکند و تأکید میکند که عقل در برابر عشق ناتوان است. او عشق را سلطان حقیقی میداند که بر دل حکومت میکند و پیروانش را از تعلقات دنیوی رها میسازد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات عرفانی نیاز به دانش ادبی و فلسفی پایه دارد.
شماره ۴۳۸ - عشق تو در خرابه جانم نزول کرد
عشق تو در خرابه جانم نزول کرد
وز هرچه غیر تست دلم را ملول کرد ۱
گویند کنج سینه تو جای عشق نیست
مصرست هر خرابه که سلطان نزول کرد ۲
ما را چه اختیار ،مطیعیم و بنده ایم
فرمان عشق را که تواند عدول کرد ۳
با پادشاه امید امان منقطع کند
درویش بی نوا که طمع در وصول کرد ۴
اقطاع تست ملک دلم حجت این که عشق
جان را به من ز مبدا فطرت رسول کرد ۵
مردانه خورد غوطه دلم در محیط عشق
دولت مساعد آمد اگر نه فضول کرد ۶
هر کو به قول عقل نه آهنگ عشق ساخت
قانون عمر در سر آن بی اصول کرد ۷
عنین ست در طریقه مردان به حکم عشق
با دختر رز آن که نه هر شب دخول کرد ۸
اثبات در فنون جنون کن نزاریا
چون پیر عشق ما همه ترک عقول کرد ۹
وز هرچه غیر تست دلم را ملول کرد ۱
گویند کنج سینه تو جای عشق نیست
مصرست هر خرابه که سلطان نزول کرد ۲
ما را چه اختیار ،مطیعیم و بنده ایم
فرمان عشق را که تواند عدول کرد ۳
با پادشاه امید امان منقطع کند
درویش بی نوا که طمع در وصول کرد ۴
اقطاع تست ملک دلم حجت این که عشق
جان را به من ز مبدا فطرت رسول کرد ۵
مردانه خورد غوطه دلم در محیط عشق
دولت مساعد آمد اگر نه فضول کرد ۶
هر کو به قول عقل نه آهنگ عشق ساخت
قانون عمر در سر آن بی اصول کرد ۷
عنین ست در طریقه مردان به حکم عشق
با دختر رز آن که نه هر شب دخول کرد ۸
اثبات در فنون جنون کن نزاریا
چون پیر عشق ما همه ترک عقول کرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۷ - چو بلبل دگر باره آواز کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۹ - یارم ز در درآمد و بر من سلام کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.