هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از زبان عاشقانه و عرفانی سخن میگوید و به مفاهیمی مانند عشق، آتش درون، رهایی از تعلقات دنیوی و سوزش درونی اشاره دارد. شاعر از سوزش عشق و تأثیر آن بر وجود انسان میگوید و چگونه این آتش میتواند همه چیز را درون فرد بسوزاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'سوزش' و 'آتش' ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تفسیر داشته باشند.
شماره ۴۶۶ - خرد را که می ننگ و نامش بسوزد
خرد را که می ننگ و نامش بسوزد
بده تا حلال و حرامش بسوزد ۱
به بد گفتن ما فقیه فسرده
زبان در مکش گو که کامش بسوزد ۲
مدام از پی ما چه تشنیع دارد
بیا گو بخور تا مدامش بسوزد ۳
اگر عشق در جانش اندازد آتش
رکوع و سجود و قیامش بسوزد ۴
اگر زآهن و سنگ باشد وجودش
به یک شعله خود برق جامش بسوزد ۵
از این آب آتش صفت گو دو کاسه
به افسرده ده تا تمامش بسوزد ۶
خلاصش دهد از خیال مصور
تمنای سودای خامش بسوزد ۷
نسیمی اگر از دماغش برآید
ز تف حرارت مشامش بسوزد ۸
زمانه اگر بر مرادم نگردد
ز دود نفس صبح و شامش بسوزد ۹
به آهی که از اندرونم برآید
تر و خشک ما لا کلامش بسوزد ۱۰
چنان در وجود نزاری زن آتش
که خون در عروق و مشامش بسوزد ۱۱
بده تا حلال و حرامش بسوزد ۱
به بد گفتن ما فقیه فسرده
زبان در مکش گو که کامش بسوزد ۲
مدام از پی ما چه تشنیع دارد
بیا گو بخور تا مدامش بسوزد ۳
اگر عشق در جانش اندازد آتش
رکوع و سجود و قیامش بسوزد ۴
اگر زآهن و سنگ باشد وجودش
به یک شعله خود برق جامش بسوزد ۵
از این آب آتش صفت گو دو کاسه
به افسرده ده تا تمامش بسوزد ۶
خلاصش دهد از خیال مصور
تمنای سودای خامش بسوزد ۷
نسیمی اگر از دماغش برآید
ز تف حرارت مشامش بسوزد ۸
زمانه اگر بر مرادم نگردد
ز دود نفس صبح و شامش بسوزد ۹
به آهی که از اندرونم برآید
تر و خشک ما لا کلامش بسوزد ۱۰
چنان در وجود نزاری زن آتش
که خون در عروق و مشامش بسوزد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۵ - همین که چشم ز خوابِ خمار بر هم زد
گوهر بعدی:شماره ۴۶۷ - دلم ز سوز جگر دم به دم بمیسوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.