هوش مصنوعی:
این شعر از رنجهای عاشقی و دردهای ناشی از عشق سخن میگوید. شاعر از فتنهها، رنجها و ملامتهایی که در راه عشق متحمل میشود، شکایت دارد اما در عین حال، عشق را ارزشمند میداند و حتی با وجود تمام سختیها، آن را پذیرفته است. همچنین، اشارهای به نادر بودن وصال معشوق و مقایسهای بین عشق و پادشاهی دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و محبتهای عاشقانه برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۴۷۶ - چه محنت است که در عاشقی به ما نرسد
چه محنت است که در عاشقی به ما نرسد
کجا رویم که صد فتنه در قفا نرسد ۱
به رویِ ما همه رنجی رسید درغمِ دوست
مگر که راحتِ رویش به رویِ ما نرسد ۲
فراغِ دل من از آن داشتم که یک چندی
که عشقِ او به سر و جانِ مبتلا نرسد ۳
طمع به وصلِ چو اویی حماقتی ست عظیم
که پادشاهیِ عالم به هر گدا نرسد ۴
اگر ز عشق ملامت به ما رسد چه عجب
بلا و سرزنشِ عاشقی کجا نرسد ۵
ز هجر و وصل چه نقصان کمالِ مجنون را
اگر به خلوتِ لیلی رسید یا نرسید ۶
نزاریا چو تو رفتند رهروان بسیار
که یک رونده در این ره به منتها نرسد ۷
کجا رویم که صد فتنه در قفا نرسد ۱
به رویِ ما همه رنجی رسید درغمِ دوست
مگر که راحتِ رویش به رویِ ما نرسد ۲
فراغِ دل من از آن داشتم که یک چندی
که عشقِ او به سر و جانِ مبتلا نرسد ۳
طمع به وصلِ چو اویی حماقتی ست عظیم
که پادشاهیِ عالم به هر گدا نرسد ۴
اگر ز عشق ملامت به ما رسد چه عجب
بلا و سرزنشِ عاشقی کجا نرسد ۵
ز هجر و وصل چه نقصان کمالِ مجنون را
اگر به خلوتِ لیلی رسید یا نرسید ۶
نزاریا چو تو رفتند رهروان بسیار
که یک رونده در این ره به منتها نرسد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۵ - نه هیچ خلقم از اندوه یار می پرسد
گوهر بعدی:شماره ۴۷۷ - منتظرِ هدهدم تا ز سبا کی رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.