هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از انتظار و امید به دیدار معشوق سخن میگوید. او با بیان تصاویر شاعرانه مانند هدهد، صبا، و گلستان، احساسات خود را از دوری و هجران بیان میکند. شاعر با اشاره به صبر و امید به آینده، از رسیدن روزی سخن میگوید که درد فراق پایان یابد. در پایان، او با خرد مشورت میکند و به این نتیجه میرسد که هر چیزی در زمان مناسب خود اتفاق میافتد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۷۷ - منتظرِ هدهدم تا ز سبا کی رسد
منتظرِ هدهدم تا ز سبا کی رسد
وز طرفِ گل سِتان پیکِ صبا کی رسد ۱
گرچه ز حد شد برون مدّتِ هجران ولی
دست به سروی چنان از سرِ پا کی رسد ۲
گرنه بریدِ صبا واسطه باشد دگر
بویِ عرق چینِ دوست بیش به ما کی رسد ۳
صبر کنم حالیا تا ز طبیبِ امید
چشمِ رَمَد دیده را کشفِ غطا کی رسد ۴
از درِ حق نا امید بازنگشته ست کس
هم برسد بخشِ من آری تا کی رسد ۵
وسوسۀ انتظار بی طمعی نیست هم
تا به سرِ وقتِ ما بخت کجا کی رسد ۶
مشورتی با خرد کردم و گفتم بگوی
وصلِ فلانی به من از تو هلا کی رسد ۷
گفت نزاری خموش شیفته رایی مکن
چشمۀ حیوان به تو ساده دلا کی رسد ۸
زان که تو دانی و من آن چه تو داری امید
شاه سکندر نیافت پس به گدا کی رسد ۹
گفتمش آن جا که من می رسم آخر هزار
هم چو سکندر رسد نی به خدا کی رسد ۱۰
وز طرفِ گل سِتان پیکِ صبا کی رسد ۱
گرچه ز حد شد برون مدّتِ هجران ولی
دست به سروی چنان از سرِ پا کی رسد ۲
گرنه بریدِ صبا واسطه باشد دگر
بویِ عرق چینِ دوست بیش به ما کی رسد ۳
صبر کنم حالیا تا ز طبیبِ امید
چشمِ رَمَد دیده را کشفِ غطا کی رسد ۴
از درِ حق نا امید بازنگشته ست کس
هم برسد بخشِ من آری تا کی رسد ۵
وسوسۀ انتظار بی طمعی نیست هم
تا به سرِ وقتِ ما بخت کجا کی رسد ۶
مشورتی با خرد کردم و گفتم بگوی
وصلِ فلانی به من از تو هلا کی رسد ۷
گفت نزاری خموش شیفته رایی مکن
چشمۀ حیوان به تو ساده دلا کی رسد ۸
زان که تو دانی و من آن چه تو داری امید
شاه سکندر نیافت پس به گدا کی رسد ۹
گفتمش آن جا که من می رسم آخر هزار
هم چو سکندر رسد نی به خدا کی رسد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۶ - چه محنت است که در عاشقی به ما نرسد
گوهر بعدی:شماره ۴۷۸ - چشم بر راهم که جانان کی رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.