هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند عشق، وحدت، عقل و دل، تسلیم در برابر عشق الهی، و ارزشهای اخلاقی مانند پاکی دل و نیکوکاری میپردازد. شاعر تأکید میکند که عشق حقیقی از وحدت سرچشمه میگیرد و عقل در برابر آن تسلیم است. همچنین، پاکی دل و توجه به خیر و خوبی از ویژگیهای انسانهای والاست.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است و ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم انتزاعی مانند وحدت، عشق الهی، و تسلیم نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۸۶ - به ترک دوستی کردن نه کار اهل دل باشد
به ترک دوستی کردن نه کار اهل دل باشد
ز روی اهل دل پیوسته نامحرم خجل باشد ۱
ز بُن گاهِ محبّت سویِ وحدت ره توان بردن
و لیکن عالمِ وحدت برون از آب و گِل باشد ۲
اگر صد جان برافشانی و خود را در میان بینی
چه باشد کثرت و کثرت ز وحدت منفصل باشد ۳
میانِ عقل و عشق البتّه اصلاحی نخواهد شد
وگر این ماجرا از حکمِ صد قاضی سجل باشد ۴
چو ما را پس رویِ عشق فرمودند از مبدا
همان اولا بود که عقل پیش از ما بحِل باشد ۵
چو شد تسلیم و بیرون آمد از خود عاشقِ صادق
چه خواهد بود اگر نه بردبار و محتمل باشد ۶
دلِ پاکت صراطِ تست و فردوست رضایِ حق
سزایِ غُل بود غولی که در وی غش و غل باشد ۷
نباشد دل که بازاری ست پر سودا کدامین دل
که در چشمش خیالِ لعبتِ چین و چگل باشد ۸
به وجهی بر کسی ما را چه انکارست اگر اصلا
معادِ خلق تا مبدا به رجعت متصّل باشد ۹
نزاری جان و دل دارد فدایِ آن جوان مردی
که دائِم همّتش بر خیر و خوبی مشتمل باشد ۱۰
ز روی اهل دل پیوسته نامحرم خجل باشد ۱
ز بُن گاهِ محبّت سویِ وحدت ره توان بردن
و لیکن عالمِ وحدت برون از آب و گِل باشد ۲
اگر صد جان برافشانی و خود را در میان بینی
چه باشد کثرت و کثرت ز وحدت منفصل باشد ۳
میانِ عقل و عشق البتّه اصلاحی نخواهد شد
وگر این ماجرا از حکمِ صد قاضی سجل باشد ۴
چو ما را پس رویِ عشق فرمودند از مبدا
همان اولا بود که عقل پیش از ما بحِل باشد ۵
چو شد تسلیم و بیرون آمد از خود عاشقِ صادق
چه خواهد بود اگر نه بردبار و محتمل باشد ۶
دلِ پاکت صراطِ تست و فردوست رضایِ حق
سزایِ غُل بود غولی که در وی غش و غل باشد ۷
نباشد دل که بازاری ست پر سودا کدامین دل
که در چشمش خیالِ لعبتِ چین و چگل باشد ۸
به وجهی بر کسی ما را چه انکارست اگر اصلا
معادِ خلق تا مبدا به رجعت متصّل باشد ۹
نزاری جان و دل دارد فدایِ آن جوان مردی
که دائِم همّتش بر خیر و خوبی مشتمل باشد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۵ - تا با منت این ملال باشد
گوهر بعدی:شماره ۴۸۷ - چو رویِ یارِ من زیبا نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.