هوش مصنوعی:
این شعر بهاری و عاشقانه از حافظ، با تصاویر زیبا از طبیعت و مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، به توصیف فصل بهار، شادی، عشق و مستی میپردازد. شاعر از ساقی میخواهد که شراب بگرداند و از زیباییهای طبیعت لذت ببرد، در حالی که به مفاهیمی مانند حیات دوباره، گذر زمان و لذتهای زودگذر نیز اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای مستقیم به مصرف شراب و مستی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۵۲۵ - ساقیا خیز که گل باز به بستان آمد
ساقیا خیز که گل باز به بستان آمد
بلبل مست دگر باره به دستان آمد ۱
می بگردان که برین تشت نگون سار فلک
دم به دم چون قدح دور تو گردان آمد ۲
در چنین دور به بستان رو با خانه میا
تا نگویند که خود باز به زندان آمد ۳
سبزه بر آب روان باز بدان میماند
که خضر باز سوی چشمه حیوان آمد ۴
مرده با خویش عجب نبود اگر وقت بهار
از خروشیدن مرغان سحر خوان آمد ۵
این بخوری ست که بر مجمر عطار افتاد
یا نسیمی ست که از روضه رضوان آمد ۶
روی کُهسار چنان است که کس پندارد
بر سرش برگ گل و لاله چو باران آمد ۷
هر جواهر که بپرورد و نهان کرد فلک
از دل کوه مگر بر زبرِ کان آمد ۸
بعد از این تو سپری پیش نظر قایم دار
برکش از غنچه بادام که پیکان آمد ۹
وقت عیش است در اطراف گلستان که سحاب
راست چون طبع نزاری گهر افشان آمد ۱۰
بلبل مست دگر باره به دستان آمد ۱
می بگردان که برین تشت نگون سار فلک
دم به دم چون قدح دور تو گردان آمد ۲
در چنین دور به بستان رو با خانه میا
تا نگویند که خود باز به زندان آمد ۳
سبزه بر آب روان باز بدان میماند
که خضر باز سوی چشمه حیوان آمد ۴
مرده با خویش عجب نبود اگر وقت بهار
از خروشیدن مرغان سحر خوان آمد ۵
این بخوری ست که بر مجمر عطار افتاد
یا نسیمی ست که از روضه رضوان آمد ۶
روی کُهسار چنان است که کس پندارد
بر سرش برگ گل و لاله چو باران آمد ۷
هر جواهر که بپرورد و نهان کرد فلک
از دل کوه مگر بر زبرِ کان آمد ۸
بعد از این تو سپری پیش نظر قایم دار
برکش از غنچه بادام که پیکان آمد ۹
وقت عیش است در اطراف گلستان که سحاب
راست چون طبع نزاری گهر افشان آمد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۴ - باز پیرانه سرم واقعه یی پیش آمد
گوهر بعدی:شماره ۵۲۶ - چنانت دوست می دارم که جانم بر دهان آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.