هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر ناتوانی و درماندگی شاعر در برابر تقدیر و عشق است. او از ناکامیها و نامرادیهای خود میگوید و اینکه تلاشهایش به نتیجه نمیرسد. شاعر به صبر و عاجزی روی میآورد، اما حتی این راهها نیز گشایشی برایش ایجاد نمیکند. در نهایت، او به پذیرش شرایط و سازگاری با نامرادیها دعوت میشود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی مانند ناامیدی، تقدیر و عشق است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد.
شماره ۵۶۸ - ای دل به اختیار تو کاری نمی رود
ای دل به اختیار تو کاری نمی رود
کاری به اختیار تو باری نمی رود ۱
می بایدم که با تو قراری رود به صبر
با صبر هیچگونه قراری نمی رود ۲
پر شد کنار تا به میانم ز آب سر
خود در میان حدیث کناری نمی رود ۳
گفتم در این میانه مگر با کنار دوست
کاری رود نمی رود آری نمی رود ۴
گفتم ز حال خویش کنم عرضه شمه ای
بختم نکرد یاری و یاری نمی رود ۵
در هیچ گوشه نیست که بر سدره نیاز
از سوز سینه ناله زاری نمی رود ۶
گر صد هزار جان برود در مصاف عشق
بر خون کس حساب و شماری نمی رود ۷
گفتم نزاریا نروی در محیط عشق
رفتی و زورقت به کناری نمی رود ۸
خو کن به نامرادی و تن زن به عاجزی
اکنون که بر مراد تو کاری نمی رود ۹
کاری به اختیار تو باری نمی رود ۱
می بایدم که با تو قراری رود به صبر
با صبر هیچگونه قراری نمی رود ۲
پر شد کنار تا به میانم ز آب سر
خود در میان حدیث کناری نمی رود ۳
گفتم در این میانه مگر با کنار دوست
کاری رود نمی رود آری نمی رود ۴
گفتم ز حال خویش کنم عرضه شمه ای
بختم نکرد یاری و یاری نمی رود ۵
در هیچ گوشه نیست که بر سدره نیاز
از سوز سینه ناله زاری نمی رود ۶
گر صد هزار جان برود در مصاف عشق
بر خون کس حساب و شماری نمی رود ۷
گفتم نزاریا نروی در محیط عشق
رفتی و زورقت به کناری نمی رود ۸
خو کن به نامرادی و تن زن به عاجزی
اکنون که بر مراد تو کاری نمی رود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۷ - هیچم غم تو از دل پر خون نمی رود
گوهر بعدی:شماره ۵۶۹ - قضای عشق چو نازل شد احتراز چه سود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.