هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و غم عشق ناکام و فراق است. شاعر از عشقی سخن میگوید که از دلش بیرون نمیرود و با وجود تمام رنجها، همچنان پایبند آن است. او از بیچارگی خود در برابر این عشق و ناتوانی در فراموشی آن مینالد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۶۷ - هیچم غم تو از دل پر خون نمی رود
هیچم غم تو از دل پر خون نمی رود
سودای لیلی از دل مجنون نمی رود ۱
مهرت ز سینه تا نفسی خوش برآیدم
بسیار جهد کردم و بیرون نمی رود ۲
افسانه ها که بر سر دل می کنم ولیک
دردی ست در دلم که به افسون نمی رود ۳
از چشمه های چشم من اندر فراق تو
شب نیست تا به روز که جیحون نمی رود ۴
در محنت فراق تو هم چاره ای به صبر
می رفت پیش ازین ولی اکنون نمی رود ۵
هرچ از تو بر سرم برود تن بداده ام
خاطر به جور با تو دگرگون نمی رود ۶
هم زاریی به حق بر و عجزی نزاریا
با روزگار زور مکن چون نمی رود ۷
سودای لیلی از دل مجنون نمی رود ۱
مهرت ز سینه تا نفسی خوش برآیدم
بسیار جهد کردم و بیرون نمی رود ۲
افسانه ها که بر سر دل می کنم ولیک
دردی ست در دلم که به افسون نمی رود ۳
از چشمه های چشم من اندر فراق تو
شب نیست تا به روز که جیحون نمی رود ۴
در محنت فراق تو هم چاره ای به صبر
می رفت پیش ازین ولی اکنون نمی رود ۵
هرچ از تو بر سرم برود تن بداده ام
خاطر به جور با تو دگرگون نمی رود ۶
هم زاریی به حق بر و عجزی نزاریا
با روزگار زور مکن چون نمی رود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۶ - مرا که خون دل از دیده همچو آب رود
گوهر بعدی:شماره ۵۶۸ - ای دل به اختیار تو کاری نمی رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.