هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از انتظار و امید به بازگشت عزیزی سخن میگوید. او از رنج فراق، اشتیاق دیدار، و امیدواری به بازگشت محبوب با وفا میگوید. همچنین، شاعر از ترس خطا و نگرانیهای خود مینویسد و از خداوند طلب کمک و فضل میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۷۹ - هیچ باشد که سفر کردۀ ما بازآید
هیچ باشد که سفر کردۀ ما بازآید
به جفا رفت همانا به وفا باز آید ۱
ترسم آن تُرکِ ختایی به خطا میل کند
چون ختایی ست نباید به خطا بازآید ۲
شرمم آید ز خیالش که به کس در نگرم
مُهر بر دیده و دل دارم تا بازآید ۳
نامه ای از دلِ پردرد روان خواهم کرد
تا مگر حاجتم از راه روا بازآید ۴
دستِ امیّد به دامانِ سحر باید زد
برم ار یار بیاید به دعا بازآید ۵
صبحدم دوشی پیامی به صبا دادم و رفت
انتظارست که هر لحظه صبا بازآید ۶
چند بر آتشِ محنت جگرم خواهد سوخت
بو که آبی به رخِ دولتِ ما باز آید ۷
دولت از فضلِ خدا یافته بودم چو برفت
چشم دارم که هم از فضلِ خدا بازآید ۸
چند گویم که نزاری ز فلان باز آمد
به کجا رفت نزاری و کجا باز آید ۹
به جفا رفت همانا به وفا باز آید ۱
ترسم آن تُرکِ ختایی به خطا میل کند
چون ختایی ست نباید به خطا بازآید ۲
شرمم آید ز خیالش که به کس در نگرم
مُهر بر دیده و دل دارم تا بازآید ۳
نامه ای از دلِ پردرد روان خواهم کرد
تا مگر حاجتم از راه روا بازآید ۴
دستِ امیّد به دامانِ سحر باید زد
برم ار یار بیاید به دعا بازآید ۵
صبحدم دوشی پیامی به صبا دادم و رفت
انتظارست که هر لحظه صبا بازآید ۶
چند بر آتشِ محنت جگرم خواهد سوخت
بو که آبی به رخِ دولتِ ما باز آید ۷
دولت از فضلِ خدا یافته بودم چو برفت
چشم دارم که هم از فضلِ خدا بازآید ۸
چند گویم که نزاری ز فلان باز آمد
به کجا رفت نزاری و کجا باز آید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۸ - آخر شبِ جدایی روزی مگر سرآید
گوهر بعدی:شماره ۵۸۰ - نشسته ام مترصّد که یار باز آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.