هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و رنج عاشقانه است که در آن شاعر از نرسیدن به معشوق و تحمل رنجهای عاشقی مینالد. او از فراق، ملامتهای دیگران و نرسیدن به وصال سخن میگوید و در نهایت اشاره میکند که بسیاری در این راه رفتهاند، اما هیچکس به پایان مطلوب نرسیده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و پیچیده است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۹۲ - چه محنت است که در عاشقی به ما نرسید
چه محنت است که در عاشقی به ما نرسید
کجا شدیم که صد فتنه از قفا نرسید ۱
به رویِ ما همه رنجی رسید در غمِ دوست
مگر که راحتِ رویش به رویِ ما نرسید ۲
فراغتِ دل از آن داشتیم یک چندی
که عشقِ او به سرِ جانِ مبتلا نرسید ۳
طمع به وصلِ چو اویی حماقتی ست عظیم
که پادشاهیِ عالم به هر گدا نرسید ۴
اگر ز عشق ملامت به ما رسد چه عجب
بلایِ سرزنشِ عاشقات کجا نرسید ۵
ز هجر و وصل چه نقصان کمالِ مجنون را
اگر به خلوتِ لیلی رسید یا نرسید ۶
نزاریا چو تو رفتند ره روان بسیار
که یک رونده درین ره به منتها نرسید ۷
کجا شدیم که صد فتنه از قفا نرسید ۱
به رویِ ما همه رنجی رسید در غمِ دوست
مگر که راحتِ رویش به رویِ ما نرسید ۲
فراغتِ دل از آن داشتیم یک چندی
که عشقِ او به سرِ جانِ مبتلا نرسید ۳
طمع به وصلِ چو اویی حماقتی ست عظیم
که پادشاهیِ عالم به هر گدا نرسید ۴
اگر ز عشق ملامت به ما رسد چه عجب
بلایِ سرزنشِ عاشقات کجا نرسید ۵
ز هجر و وصل چه نقصان کمالِ مجنون را
اگر به خلوتِ لیلی رسید یا نرسید ۶
نزاریا چو تو رفتند ره روان بسیار
که یک رونده درین ره به منتها نرسید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۱ - ما را به سرِ کویِ خرابات برآرید
گوهر بعدی:شماره ۵۹۳ - مرا نماز نبوده ست هوش یار به عید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.