هوش مصنوعی: این متن عرفانی از مولانا یا شاعر دیگری است که درباره عشق الهی و رهایی از خود برای وصال به معشوق حقیقی سخن می‌گوید. شاعر از دل و جان می‌خواهد که درهای وجود را بگشاید و به دیدار شاه جمال برسد. همچنین، تأکید دارد که برای رسیدن به این وصال، باید از تعلقات دنیوی رها شد و مانند عاشقان واقعی، خود را در راه معشوق فانی کرد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای عرفانی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل‌درک نباشد.

شماره ۶۳۳ - ای دل تن و جان و عقل در باز

ای دل تن و جان و عقل در باز
گر پیش وصال می‌روی باز ۱

خواهی که جمال شاه بینی
بر هم دوزی دو دیده چون باز ۲

نی نی ز من ای دو دیده بشنو
این بربندی و آن کنی باز ۳

خود این همه قصه چیست کلّی
هر چیز که آن جزوست در باز ۴

چون موکب عاشقان روان شد
خود را به طفیل در ره انداز ۵

سر بر قدم محققان نه
کردن ز مقربان برافراز ۶

در مقدم دوست خاک شو تا
بر دیده نشاندت به اعزاز ۷

به زین همه یک حدیث بشنو
ای از همه کاینات ممتاز ۸

او باشی اگر تو خود نباشی
رو خانهٔ او ز خود بپرداز ۹

عیبش مکنید اگر نزاری
از خلق نگه ندارد این راز ۱۰

با سنگ اگر این حدیث گویند
ای سنگ‌دلان برآرد آواز ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۳۲ - آمد بهار و کرد جهان مشک‌بار باز
گوهر بعدی:شماره ۶۳۴ - چشمی که داشتم به امید وصال باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.