هوش مصنوعی: این شعر از حافظ است که به موضوعاتی مانند عشق، می‌نوشی، انتقاد از ریاکاری، و فلسفه زندگی می‌پردازد. شاعر از ساقی می‌خواهد که جامی بیاورد و از محتسب می‌پرسد که چرا از می می‌هراسد در حالی که از گناهان بزرگتر مانند ربا و زنا نمی‌ترسد. همچنین، به موضوعات معنوی مانند رابطه با خدا و بت‌خانه اشاره می‌کند و از دنیاپرستی و ناسپاسی انتقاد می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و انتقاد از ریاکاری ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب داشته باشد.

شماره ۶۵۷ - ساقی به جان و سر که به جان دارمت سپاس

ساقی به جان و سر که به جان دارمت سپاس
قد قامت الصلات برآمد بیار کاس ۱

از می چه می‌هراسد می خواره محتسب
گو از حرام و فسق و ربا و زنا هراس ۲

دل با خدای دار و به بت‌خانه راز گوی
در حشر کی خرند ز ما لابه و مکاس ۳

تو هیچ نیستی به قیاس و همه تویی
کی آن گهی در همگی محو شد قیاس ۴

ز اول بکوش تا نکنی پی رویّ و هم
بر راست کی روی چو شدی خود در انتکاس ۵

هر روز آفتاب کند در نسیج و نخ
صحن جهان و شب به سرش درکشد لباس ۶

یعنی که برحمایت من اعتماد نیست
گه برکنم ز بیخ، به ناگه نهم اساس ۷

دنیاپرست گر به مثل هم چو سنبله
بر آسمان پرد نبرد سر ز زخم داس ۸

منت نزاریا ز خدا واجب است و نیست
یک‌ذره خیر در سر بی‌مغز ناسپاس ۹

بی‌ آب رز مباش که در خنبِ روزگار
خون می‌رود نه روغن ازین نیلگون خراس ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۵۶ - بده به یار می خوش گوار شورانگیز
گوهر بعدی:شماره ۶۵۸ - رسید وقت سحر ساقیا بگردان کاس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.