هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و دیوانگی خود به معشوق می‌گوید و از بی‌اعتنایی به بدگویان و حسودان سخن می‌راند. او خود را اسیر زلف معشوق می‌داند و با وجود تحقیر دیگران، به عشق خود پایبند است. همچنین، شاعر به مقایسه‌ای بین عقل و عشق پرداخته و عشق را برتر می‌شمرد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۶۷۸ - از آنم خلق می خوانند قلّاش

از آنم خلق می خوانند قلّاش
که در شورم چو بینم زلفِ جَمّاش ۱

نگین در حلقه چون باشد گرفتار
منم در حلقۀ رندانِ قلّاش ۲

مرا با دوستان صلح است و با من
همیشه دوستان را جنگ و پرخاش ۳

قبولِ پندِ خودبینان ندارم
ازین جا می کنند اسرارِ من فاش ۴

رقیبم گو به سوزن دیده بر دوز
حسودم گو به نشتر سینه بخراش ۵

محبّت از دلم نتوان برون برد
چه غم دارم ز بدگویانِ فحّاش ۶

چه حاصل عقل را از صحبتِ عشق
شعاعِ آفتاب و چشمِ خفّاش ۷

مرا این کار با عشق اوفتاده ست
تو باری حالیا از عقل خوش باش ۸

سرم پر شورِ عشق از ماه رویی ست
که در بزمش سزد صد زُهره فرّاش ۹

ولی او پادشازاده ست و من رند
عجب گر سر فرود آرد به اوباش ۱۰

منم دیوانۀ زنجیرِ زلفش
که بودی حلقه یی در حلقِ من کاش ۱۱

نزاری فخر کن بر سر فرازان
اگر دستت دهد بوسیدنِ پاش ۱۲

پیاپی از نثارِ کلک و دیده
گهر می ریز و مروارید می پاش ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۷۷ - ای دلِ دریا نشین گوهرِ دریا مپاش
گوهر بعدی:شماره ۶۷۹ - جمالِ رویِ هم چون آفتابش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.