هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد دل و رنج عشق شکایت میکند. او احساس میکند که در آتش عشق و فراق میسوزد و هیچ راه گریزی ندارد. درد دل او چنان شدید است که حتی خاک را به خون تبدیل میکند. شاعر امیدوار است که کسی درد او را درک کند و از شاه درخواست کمک مینماید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، توصیفهای شدید از رنج و درد نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۶۴ - چند خواهم سوخت آه از دردِ دل
چند خواهم سوخت آه از دردِ دل
در عذابم سال و ماه از دردِ د ل ۱
هر چه کردم قصد آه از دستِ دوست
بر نفس بگرفت راه از دردِ دل ۲
حالتی دارم که نتوان گفت باز
گه ز سوزِ عشق و گاه از دردِ دل ۳
سینه ای هم چون تنور از سوزِ عشق
رنگِ رویی هم چو کاه از دردِ دل ۴
در وجودم می فتد برقِ فراق
هم چو آتش در گیاه از دردِ دل ۵
گر فرو گریم همه اجزایِ خاک
خون شود بی اشتباه از دردِ دل ۶
هم مگر صاحب نظر یا بد خبر
چون کند در من نگاه از دردِ دل ۷
چون منی داند که من چونم ز هول
دردِ دل باشد گواه از دردِ دل ۸
بر نزاری گر بنالد عیب نیست
قصّه بنویسم به شاه از دردِ دل ۹
گویم ای دردِ مرا درمان ز تو
با تو آوردم پناه از دردِ دل ۱۰
در عذابم سال و ماه از دردِ د ل ۱
هر چه کردم قصد آه از دستِ دوست
بر نفس بگرفت راه از دردِ دل ۲
حالتی دارم که نتوان گفت باز
گه ز سوزِ عشق و گاه از دردِ دل ۳
سینه ای هم چون تنور از سوزِ عشق
رنگِ رویی هم چو کاه از دردِ دل ۴
در وجودم می فتد برقِ فراق
هم چو آتش در گیاه از دردِ دل ۵
گر فرو گریم همه اجزایِ خاک
خون شود بی اشتباه از دردِ دل ۶
هم مگر صاحب نظر یا بد خبر
چون کند در من نگاه از دردِ دل ۷
چون منی داند که من چونم ز هول
دردِ دل باشد گواه از دردِ دل ۸
بر نزاری گر بنالد عیب نیست
قصّه بنویسم به شاه از دردِ دل ۹
گویم ای دردِ مرا درمان ز تو
با تو آوردم پناه از دردِ دل ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶۳ - عشق آمد و برفت قرار و ثباتِ دل
گوهر بعدی:شماره ۷۶۵ - ای دیده را به دیدنِ رویت قرارِ دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.