هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن میگوید. او عقل و خرد را در برابر عشق ناتوان میداند و بیان میکند که عشق بر جان و دل او چیره شده است. همچنین، او از بیتوجهی به نصایح عقلاء و تسلیم شدن در برابر عشق سخن میگوید و خود را فارغ از حسادتها و فضولهای دیگران میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری داشته باشد.
شماره ۷۸۷ - نشسته ام به خیالی که می پزم مشغول
نشسته ام به خیالی که می پزم مشغول
سری ز عقل نفور و دلی ز خلق ملول ۱
در اوفتاده به گردابِ فکر و قلزمِ عشق
که نه نهایتِ عرضش بود نه غایتِ طول ۲
ولایتی که به دیوانگانِ عشق دهند
کجا به کنه نهایاتِ آن رسند عقول ۳
کجا برند مجانین نصیحتِ عقلا
که پند از او و نصیحت نمی کنند قبول ۴
سپاهِ عشق درآمد جهانِ جان بگرفت
دل از ولایتِ صبر و شکیب شد معزول ۵
رئیسِ شهر بیاراست بام و برزن و کوی
ولی به کُنجِ گدا کرد پادشاه نزول ۶
گرفته چون شترِ مست راهِ بادیه پیش
نه طبع مایلِ مشرب نه راغبِ مأکول ۷
خلافِ عقل به دیوانگی بر آرم سر
کنون که نامِ نزاری نهاده ای بُهلول ۸
حسود در حقِ من هر چه خواه گو می گو
که من به دولتِ شه فارغم ز فضلِ فضول ۹
سری ز عقل نفور و دلی ز خلق ملول ۱
در اوفتاده به گردابِ فکر و قلزمِ عشق
که نه نهایتِ عرضش بود نه غایتِ طول ۲
ولایتی که به دیوانگانِ عشق دهند
کجا به کنه نهایاتِ آن رسند عقول ۳
کجا برند مجانین نصیحتِ عقلا
که پند از او و نصیحت نمی کنند قبول ۴
سپاهِ عشق درآمد جهانِ جان بگرفت
دل از ولایتِ صبر و شکیب شد معزول ۵
رئیسِ شهر بیاراست بام و برزن و کوی
ولی به کُنجِ گدا کرد پادشاه نزول ۶
گرفته چون شترِ مست راهِ بادیه پیش
نه طبع مایلِ مشرب نه راغبِ مأکول ۷
خلافِ عقل به دیوانگی بر آرم سر
کنون که نامِ نزاری نهاده ای بُهلول ۸
حسود در حقِ من هر چه خواه گو می گو
که من به دولتِ شه فارغم ز فضلِ فضول ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸۶ - ای دلِ شوریده سرِ بُل فضول
گوهر بعدی:شماره ۷۸۸ - بر بویِ وفایی که ندیدم ز تو نا اهل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.