هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از رنج‌ها و جفاهایی که از معشوق نااهل و بی‌وفا کشیده است، شکایت می‌کند. او از بی‌مهری، بی‌عدالتی و ملامت‌های معشوق می‌گوید و تصمیم می‌گیرد که دیگر به یاد او نباشد و پیوند عشق را قطع کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی مانند رنجش، شکایت از معشوق و جدایی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، بیان احساسات منفی و تلخ ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

شماره ۷۸۸ - بر بویِ وفایی که ندیدم ز تو نا اهل

بر بویِ وفایی که ندیدم ز تو نا اهل
افسوس جفایی که کشیدم ز تو نا اهل ۱

جز غصّه و بی داد نخوردم ز تو بی رحم
جز زهرِ ملامت نچشیدم ز تو نا اهل ۲

بس تن که به خواری بنهادم ز تو ناجنس
بس دستِ تغیّر که گزیدم ز تو نا اهل ۳

یا رب چه بلاها که کشیدم ز تو ظالم
یا رب چه جفاها که شنیدم ز تو نا اهل ۴

گفتی ز من است این که به جایی نرسیدی
الحق به کمالی نرسیدم ز تو نا اهل ۵

دیگر نبرم نامِ تو وز تو نکنم یاد
پیوندِ محبّت ببریدم ز تو نا اهل ۶

تو هم بحلی گر نکنی یاد نزاری
بس دم که به افسوس خریدم ز تو نا اهل ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۸۷ - نشسته ام به خیالی که می پزم مشغول
گوهر بعدی:شماره ۷۸۹ - ز راهِ لطف درین کلبۀ خراب خرام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.