هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از انزوا و آرامش در دنیای خیالی خود سخن میگوید. او خود را از دغدغههای دنیوی مانند نام و ننگ، صلح و جنگ رها کرده و به ثبات و آرامش درونی رسیده است. با وجود خستگی از خود، همچنان به دیگران کمک میکند و عشق را تجربه میکند، هرچند از ملامت دیگران گریزان است. در نهایت، او در تنهایی خود در خیالآبادش آرام گرفته است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و روانشناختی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، موضوعاتی مانند انزوا، عشق، و ملامت ممکن است برای سنین پایینتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۷۹۳ - در خیال آبادِ خود بنشسته ام
در خیال آبادِ خود بنشسته ام
در به رویِ نیک و بد بر بسته ام ۱
گو مدارِ چرخ هر چون خواه باد
من چو نقطه ثابت و آهسته ام ۲
فارغم از نام و ننگ و صلح و جنگ
هیچ دیگر نیست از خود رسته ام ۳
یافتم از چاهِ ظلمانی خلاص
زان که در حبل المتین پیوسته ام ۴
می نهم مرهم بسی مجروح را
گرچه هم از خویشتن دل خسته ام ۵
می کشد عشق از کنارم در میان
گرچه از دستِ ملامت جسته ام ۶
با نزاری گرچه تنها خوش ترست
در خیال آبادِ خود بنشسته ام ۷
در به رویِ نیک و بد بر بسته ام ۱
گو مدارِ چرخ هر چون خواه باد
من چو نقطه ثابت و آهسته ام ۲
فارغم از نام و ننگ و صلح و جنگ
هیچ دیگر نیست از خود رسته ام ۳
یافتم از چاهِ ظلمانی خلاص
زان که در حبل المتین پیوسته ام ۴
می نهم مرهم بسی مجروح را
گرچه هم از خویشتن دل خسته ام ۵
می کشد عشق از کنارم در میان
گرچه از دستِ ملامت جسته ام ۶
با نزاری گرچه تنها خوش ترست
در خیال آبادِ خود بنشسته ام ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۷۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹۲ - تنها نی ام اگرچه که تنها نشسته ام
گوهر بعدی:شماره ۷۹۴ - ز وصلِ تو نفسی بهره بر نداشته ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.