هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از عشق، فقر، آرزوها و ناامیدیهای خود سخن میگوید و از معشوق طلب توجه و یاری میکند. او از ناتوانی خود در رسیدن به معشوق و از دردهای عشق شکوه میکند، اما همچنان امیدوار است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و درد عشق برای سنین پایینتر مناسب نیست.
شماره ۸۰۴ - نمی شود به حیل با تو در کمر دستم
نمی شود به حیل با تو در کمر دستم
مگر که چون کمرت پر شود به زر دستم ۱
نه زر که در قدمت ریزم و نه بازویِ آن
که زور پنجه بود بر تو از زبر دستم ۲
به فقرِ من منگر یک نظر به حالم کن
که خاک زر شود از دولتِ تو در دستم ۳
به افتخار نهد سر زمانه بر پایم
اگر رسد به سرِ زلفت ای پسر دستم ۴
کتابِ حسن تو وقتی نوشتمی بخطی
چنان که بوسه دهد تیرِ چرخ بر دستم ۵
کنون ز شیوۀ خطّ تو شرم می دارم
که بر قلم نهد انگشت ها دگر دستم ۶
به دامنت نزنم دست از آن که آلوده ست
علی الدّوام به خونابۀ جگر دستم ۷
طمع نمی برم از وصل و چشم می دارم
که در مراد شود با تو در کمر دستم ۸
حذر ز نالۀ زارِ نزاری و مپسند
بر آسمان همه شب از تو تا سحر دستم ۹
مهل که غرق شوم بس که بر لب آمد آب
اگر چنان که نگیری درین خط دستم ۱۰
مگر که چون کمرت پر شود به زر دستم ۱
نه زر که در قدمت ریزم و نه بازویِ آن
که زور پنجه بود بر تو از زبر دستم ۲
به فقرِ من منگر یک نظر به حالم کن
که خاک زر شود از دولتِ تو در دستم ۳
به افتخار نهد سر زمانه بر پایم
اگر رسد به سرِ زلفت ای پسر دستم ۴
کتابِ حسن تو وقتی نوشتمی بخطی
چنان که بوسه دهد تیرِ چرخ بر دستم ۵
کنون ز شیوۀ خطّ تو شرم می دارم
که بر قلم نهد انگشت ها دگر دستم ۶
به دامنت نزنم دست از آن که آلوده ست
علی الدّوام به خونابۀ جگر دستم ۷
طمع نمی برم از وصل و چشم می دارم
که در مراد شود با تو در کمر دستم ۸
حذر ز نالۀ زارِ نزاری و مپسند
بر آسمان همه شب از تو تا سحر دستم ۹
مهل که غرق شوم بس که بر لب آمد آب
اگر چنان که نگیری درین خط دستم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۳ - دردا کز اشتیاقِ تو جانا بسوختم
گوهر بعدی:شماره ۸۰۵ - یک امشبی که به خدمت به باده بنشستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.