هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از خاطرات شیرین و عاشقانهای میگوید که در کنار معشوق خود سپری کرده است. او از بوسهها، لحظات ناب و احساسات عمیق خود سخن میگوید و در نهایت به پایان یافتن این روزگار خوش اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعری ممکن است برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری داشته باشد.
شماره ۸۱۰ - دوش بس خوش روزگاری داشتم
دوش بس خوش روزگاری داشتم
تا سحر در بر نگاری داشتم ۱
تا برآمد الصلات از پشتِ بام
دست در بوس و کناری داشتم ۲
بر جمالش از لبِ می گونِ او
می شکستم گر خماری داشتم ۳
خوش بود تنگِ شکر در بر شگرف
راستی فربه شکاری داشتم ۴
بوسه ها کردم غنیمت بی شمار
گرچه یک یک را شماری داشتم ۵
بوده ام بر خرمنِ گل خفته لیک
از نگهبانانش خاری داشتم ۶
چون گرفتم در کنارش از میان
رفت بیرون گر غباری داشتم ۷
هم شبی خوش روز کردم عاقبت
از پیِ آنک انتظاری داشتم ۸
با نزاری گفت فردا بازگوی
دوش بس خوش روزگاری داشتم ۹
تا سحر در بر نگاری داشتم ۱
تا برآمد الصلات از پشتِ بام
دست در بوس و کناری داشتم ۲
بر جمالش از لبِ می گونِ او
می شکستم گر خماری داشتم ۳
خوش بود تنگِ شکر در بر شگرف
راستی فربه شکاری داشتم ۴
بوسه ها کردم غنیمت بی شمار
گرچه یک یک را شماری داشتم ۵
بوده ام بر خرمنِ گل خفته لیک
از نگهبانانش خاری داشتم ۶
چون گرفتم در کنارش از میان
رفت بیرون گر غباری داشتم ۷
هم شبی خوش روز کردم عاقبت
از پیِ آنک انتظاری داشتم ۸
با نزاری گفت فردا بازگوی
دوش بس خوش روزگاری داشتم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰۹ - ازین ورطه بیرون شوی نیستم
گوهر بعدی:شماره ۸۱۱ - دردا که سی ز عمر به غفلت گذاشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.