هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از فراق معشوق است. او از غم و اندوه ناشی از این جدایی مینالد، اما همچنان به امید وصال معشوق دل بسته است. شاعر از بیقراری، پریشانی خاطر و اشکهای بیپایان خود سخن میگوید و یاد معشوق را همواره در خاطر دارد. با وجود تمام رنجها، شاعر از این عشق پشیمان نیست و دل به جور معشوق سپرده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق، درد فراق و احساسات شدید است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی پیچیده، فهم شعر را برای سنین پایینتر چالشبرانگیز میکند.
شماره ۸۱۹ - به فلک می رسد از فرقتِ تو فریادم
به فلک می رسد از فرقتِ تو فریادم
تا نگویی که من از بندِ غمت آزادم ۱
بی تو بر رویِ همه خلقِ جهان بستم در
لیکن از دیده بسی خونِ جگر بگشادم ۲
دل تو داری و هنوزم طمعِ وصلی هست
اندرین صحبت از آن جان به تو بفرستادم ۳
گر به زنجیرِ بلا بسته نبودی پایم
به دو چشم آمد می باز نمی استادم ۴
بارها در دلم اندیشه کنم تا توبه من
چون فتادی و من آخر به تو چون افتادم ۵
بر من از بهرِ تو بی دادِ همه خلق رواست
به قیامت بدهد قایم داور دادم ۶
به پریشانیِ خاطر ز تو برگردم نه
جمع می باش که بر جورِ تو دل بنهادم ۷
شور در خاطرم افکند لبِ شیرینت
ظاهر آن است که شوریده تر از فرهادم ۸
نیست بی یادِ تو جام که بر کف گیرم
بی تو گر باده خورم زهرِ هلاهل بادم ۹
می زنم بر سر و می گویم و می گریم زار
یادِ آن کس که نرفته ست دمی از یادم ۱۰
به حدیثی که ز احوالِ نزاری پرسی
گر چه می میرم از اندوهِ تو هم دل شادم ۱۱
تا نگویی که من از بندِ غمت آزادم ۱
بی تو بر رویِ همه خلقِ جهان بستم در
لیکن از دیده بسی خونِ جگر بگشادم ۲
دل تو داری و هنوزم طمعِ وصلی هست
اندرین صحبت از آن جان به تو بفرستادم ۳
گر به زنجیرِ بلا بسته نبودی پایم
به دو چشم آمد می باز نمی استادم ۴
بارها در دلم اندیشه کنم تا توبه من
چون فتادی و من آخر به تو چون افتادم ۵
بر من از بهرِ تو بی دادِ همه خلق رواست
به قیامت بدهد قایم داور دادم ۶
به پریشانیِ خاطر ز تو برگردم نه
جمع می باش که بر جورِ تو دل بنهادم ۷
شور در خاطرم افکند لبِ شیرینت
ظاهر آن است که شوریده تر از فرهادم ۸
نیست بی یادِ تو جام که بر کف گیرم
بی تو گر باده خورم زهرِ هلاهل بادم ۹
می زنم بر سر و می گویم و می گریم زار
یادِ آن کس که نرفته ست دمی از یادم ۱۰
به حدیثی که ز احوالِ نزاری پرسی
گر چه می میرم از اندوهِ تو هم دل شادم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۸ - چنان به رویِ تو هر بامداد دل شادم
گوهر بعدی:شماره ۸۲۰ - یادِ آن کس که نرفته ست دمی از یادم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.