هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق نافرجام، رنج‌های عاشقی، و بی‌توجهی معشوق سخن می‌گوید. او از درد فراق، ملامت دیگران، و وفاداری بی‌چشم‌داشت خود به معشوق یاد می‌کند و تأکید دارد که با وجود همه رنج‌ها، هرگز از عشق خود بازنخواهد گشت.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عاشقی و ملامت ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۸۲۵ - شبانِ تا به سحر گردِ شهر می گردم

شبانِ تا به سحر گردِ شهر می گردم
کسی نکرد ازین بی خودی که من کردم ۱

به اختیار گدا دل به پادشاه دهد
به دستِ خود چه بلا با سر خود آوردم ۲

غم نمی خورد آن کس که در محبّتِ او
هزار شربتِ خونابۀ جگر خوردم ۳

به دشمنم چه توقّع که بی گناه از دوست
نمی کنم گله امّا بسی بیازردم ۴

خجل نمی شوم از طعنۀ فسرده دلان
به زمهریر نمی باشدی عجب سردم ۵

دلی چو آهن و چشمی چو سنگ می نگرید
که زخمِ تیرِ ملامت نمی کند دردم ۶

به بازداشتن از کویِ دوست رغمِ مرا
رقیب دعویِ دفعی دگر کند هر دم ۷

مگر وقوف ندارد که من به خلوتِ او
چنان روم که نبیند مگر صبا گردم ۸

مخالفان به جفا گر مبالغت بکنند
اگر وفا نکنم عهدِ دوست نامردم ۹

نمی توانم از او بازگشت اگر کارم
به جان رسد که به خونِ دلش بپروردم ۱۰

به اعتقاد نزاری که بر نگردم ازو
وگر رضا دهد از اعتقاد برگردم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۲۴ - ز می توبه کردم ز مستی نکردم
گوهر بعدی:شماره ۸۲۶ - منم که قبلۀ جان با جمالت آوردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.