هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر سفر روحانی و عرفانی شاعر است که در آن از خودگذشتگی، عشق الهی، و تحول درونی سخن میگوید. شاعر با توصیف حالات مختلف خود، از جمله دیوانگی، مستی، و رندی، به دنبال روشنایی و نزدیکی به معشوق (شاه) است. او از محدودیتهای وجودی خود میگوید و چگونه در مسیر عشق، دگرگون شده است. در نهایت، شاعر به عشق حقیقی و فراتر از مجاز رسیده و خود را در جایگاه عاشقانی مانند مجنون و فرهاد میبیند.
رده سنی:
18+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۲۷ - چندان که در سلوک ز خود پیش تر شدم
چندان که در سلوک ز خود پیش تر شدم
هر بار زنده باز به جانی دگر شدم ۱
چون بازِ چشم دوخته بودم به دستِ شاه
خوش خوش به روشنایی او دیده ور شدم ۲
از تنگ نایِ هستیِ خود چون مجال نیست
تا پادشه نزول کند من به در شدم ۳
خود هیچ کس نگفت که آخر مگر کسی
در پرده دیده ام که چنین پرده در شدم ۴
آشفته مغز بودم و شوریده سر بسی
در هر زمان به مستی و رندی سمر شدم ۵
هرگز به روزگارِ جوانی نبوده ام
دیوانه تر ازین که به پیرانه سر شدم ۶
گفتم گذر کنم به کنارِ محیطِ عشق
خود آب درگذشت ز سر تا خبر شدم ۷
تا بوده ام تتبّع عشّاق کرده ام
نه بر مجاز پس رو عقل و نظر شدم ۸
لیلی ز در درآمد و مجنون ز هوش رفت
گل با چمن رسید وز بلبل بتر شدم ۹
فرهاد وار شورِ نزاری جهان گرفت
شیرین سخن چنین ز لبِ چون شکر شدم ۱۰
هر بار زنده باز به جانی دگر شدم ۱
چون بازِ چشم دوخته بودم به دستِ شاه
خوش خوش به روشنایی او دیده ور شدم ۲
از تنگ نایِ هستیِ خود چون مجال نیست
تا پادشه نزول کند من به در شدم ۳
خود هیچ کس نگفت که آخر مگر کسی
در پرده دیده ام که چنین پرده در شدم ۴
آشفته مغز بودم و شوریده سر بسی
در هر زمان به مستی و رندی سمر شدم ۵
هرگز به روزگارِ جوانی نبوده ام
دیوانه تر ازین که به پیرانه سر شدم ۶
گفتم گذر کنم به کنارِ محیطِ عشق
خود آب درگذشت ز سر تا خبر شدم ۷
تا بوده ام تتبّع عشّاق کرده ام
نه بر مجاز پس رو عقل و نظر شدم ۸
لیلی ز در درآمد و مجنون ز هوش رفت
گل با چمن رسید وز بلبل بتر شدم ۹
فرهاد وار شورِ نزاری جهان گرفت
شیرین سخن چنین ز لبِ چون شکر شدم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۶ - منم که قبلۀ جان با جمالت آوردم
گوهر بعدی:شماره ۸۲۸ - مرا که از تو میسّر نمی شود یک دم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.