هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دوری از معشوق سخن میگوید و بیان میکند که بدون او حتی یک لحظه زندگی ارزش ندارد. او وفاداری خود را به معشوق اعلام میکند و از شادی و راحتی بدون او چشمپوشی میکند. شاعر معشوق را بالاتر از همه توصیف میکند و زیباییهای او را ستایش مینماید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸۲۸ - مرا که از تو میسّر نمی شود یک دم
مرا که از تو میسّر نمی شود یک دم
دمی که بی تو برآید نه دم بود که ندم ۱
خلاصه هر دم وقت است از حیات بلی
دمی که بی تو رود آن نه دم بود که عدم ۲
من آن نی ام که خلافِ محبّتِ تو کنم
اگر سرم برود در سرِ ثباتِ قدم ۳
من از تو راحت و شادی طمع نمی دارم
که دوستی همه سرمایۀ غم است و الم ۴
به اتّفاقِ ملاقات قانعم از تو
به مدّتی که میسّر شود ز بیش وز کم ۵
تو شاه بازی و اَولا به دست شاهانی
وصال تو نبود لایقِ عبید و خدم ۶
تو سر به سیم و زرِ سد خزینه درناری
دهان تو نتوان کرد مشتبه به درم ۷
قد ترا نتوان گفت سرو و هم نبود
به سرو بر گل و شفتالو و انار به هم ۸
گمان نبرد کسی تا ندید چشم و لبت
که این دو مستِ ملیح اند رشکِ ترک و عجم ۹
دم از نزاری تو بی تو بر نمی آید
از آن چنین نَفَسش آمده ست با یک دم ۱۰
دمی که بی تو برآید نه دم بود که ندم ۱
خلاصه هر دم وقت است از حیات بلی
دمی که بی تو رود آن نه دم بود که عدم ۲
من آن نی ام که خلافِ محبّتِ تو کنم
اگر سرم برود در سرِ ثباتِ قدم ۳
من از تو راحت و شادی طمع نمی دارم
که دوستی همه سرمایۀ غم است و الم ۴
به اتّفاقِ ملاقات قانعم از تو
به مدّتی که میسّر شود ز بیش وز کم ۵
تو شاه بازی و اَولا به دست شاهانی
وصال تو نبود لایقِ عبید و خدم ۶
تو سر به سیم و زرِ سد خزینه درناری
دهان تو نتوان کرد مشتبه به درم ۷
قد ترا نتوان گفت سرو و هم نبود
به سرو بر گل و شفتالو و انار به هم ۸
گمان نبرد کسی تا ندید چشم و لبت
که این دو مستِ ملیح اند رشکِ ترک و عجم ۹
دم از نزاری تو بی تو بر نمی آید
از آن چنین نَفَسش آمده ست با یک دم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲۷ - چندان که در سلوک ز خود پیش تر شدم
گوهر بعدی:شماره ۸۲۹ - شبانه دوش که تنها به کنج خود بودم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.