هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر به وفاداری بیحد خود به معشوق اشاره میکند. او از عشق عمیق خود میگوید و تأکید میکند که هیچچیز نمیتواند جای معشوق را بگیرد. شاعر حتی حاضر است جان خود را فدا کند و همواره در آرزوی دیدار معشوق است. همچنین، او به دعا و ارتباط با خدا اشاره میکند و عشق خود را یکتا و بینظیر میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸۴۱ - ترا به جان و دل از جان و دل وفادارم
ترا به جان و دل از جان و دل وفادارم
که من خود از همه ملکِ جهان ترا دارم ۱
کسی به جایِ تو باشد مرا چه می گویم
نعوذبالله اگر هرگز این روا دارم ۲
سرم به تیغ بباید برید اگر به خطا
ز طوقِ عهدِ تو گردن دمی جدا دارم ۳
به آرزویِ دلم در نمی شود چه کنم
ز پای بوسِ تو دستی که بر دعا دارم ۴
خیال را بفرست ار تو خود نمی آیی
که با خیالِ تو صد گونه ماجرا دارم ۵
به دست بنده دعایی بود خدا داناست
که روز و شب به دعا دست برخدا دارم ۶
عجب دلیست مرا در وفا چنان یکتا
چو سرو اگرچه که قامت ز دل دوتا دارم ۷
به رستخیز که فرزند را وفا نکنند
به جست و جویِ تو جان بر میان وفا دارم ۸
روا ندارم اگر دیده در جهان نگرد
که از خیالِ تو آنی نظر جدا دارم ۹
بریز خونِ نزاری که دولتی ست مرا
که درعوض چو تویی را به خون بها دارم ۱۰
که من خود از همه ملکِ جهان ترا دارم ۱
کسی به جایِ تو باشد مرا چه می گویم
نعوذبالله اگر هرگز این روا دارم ۲
سرم به تیغ بباید برید اگر به خطا
ز طوقِ عهدِ تو گردن دمی جدا دارم ۳
به آرزویِ دلم در نمی شود چه کنم
ز پای بوسِ تو دستی که بر دعا دارم ۴
خیال را بفرست ار تو خود نمی آیی
که با خیالِ تو صد گونه ماجرا دارم ۵
به دست بنده دعایی بود خدا داناست
که روز و شب به دعا دست برخدا دارم ۶
عجب دلیست مرا در وفا چنان یکتا
چو سرو اگرچه که قامت ز دل دوتا دارم ۷
به رستخیز که فرزند را وفا نکنند
به جست و جویِ تو جان بر میان وفا دارم ۸
روا ندارم اگر دیده در جهان نگرد
که از خیالِ تو آنی نظر جدا دارم ۹
بریز خونِ نزاری که دولتی ست مرا
که درعوض چو تویی را به خون بها دارم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴۰ - بی تو خونابه به رخساره فرو می بارم
گوهر بعدی:شماره ۸۴۲ - ز عمرم چه حاصل چو یاری ندارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.