هوش مصنوعی:
این شعر غمانگیز از عشق نافرجام و درد فراق سخن میگوید. شاعر از عشق بیپاسخ، آتش درون، انتظار کشیدن و رنجهای روحی مینالد. او از زلف یار و خیال او یاد میکند و دلش را اسیر غم و اندوه توصیف مینماید. همچنین، به بیاختیاری دل و ناامیدی از وصال اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۸۷۱ - نکرد با سر زلف تو هیچ کار دلم
نکرد با سر زلف تو هیچ کار دلم
ببرد در طلب وصل روزگار دلم ۱
بر آتش است درونم چو کوره ی حداد
چگونه بر سر آتش کند قرار دلم ۲
در انتظار خلاصی ز تنگنای وجود
به گردِ سینه برآید هزار بار دلم ۳
چنان که مادر مشفق عزیز فرزندی
غمت به مهر گرفته ست در کنار دلم ۴
چو نیست منزلش اندر خورِ نزول غمت
بود ز روی خیال تو شرم سار دلم ۵
کدام دل، ز کجا دل، که راست دل، کو دل
که از دو دیده برون کردی ای نگار دلم ۶
چو قطره قطره برون شد ز دیده چون گویم
ز من مکابره بر بوده ای بیار دلم ۷
گر اختیار دل از دست پیش ازین رفته ست
کنون ز دست بشد هم چو اختیار دلم ۸
چنان مکن که به حسرت فرو شود جانم
که بس به درد فرو شد به انتظار دلم ۹
چه سود اگرچه بگویی بسی ز بعد وفات
که از وفات نزاری بسوخت زار دلم ۱۰
ببرد در طلب وصل روزگار دلم ۱
بر آتش است درونم چو کوره ی حداد
چگونه بر سر آتش کند قرار دلم ۲
در انتظار خلاصی ز تنگنای وجود
به گردِ سینه برآید هزار بار دلم ۳
چنان که مادر مشفق عزیز فرزندی
غمت به مهر گرفته ست در کنار دلم ۴
چو نیست منزلش اندر خورِ نزول غمت
بود ز روی خیال تو شرم سار دلم ۵
کدام دل، ز کجا دل، که راست دل، کو دل
که از دو دیده برون کردی ای نگار دلم ۶
چو قطره قطره برون شد ز دیده چون گویم
ز من مکابره بر بوده ای بیار دلم ۷
گر اختیار دل از دست پیش ازین رفته ست
کنون ز دست بشد هم چو اختیار دلم ۸
چنان مکن که به حسرت فرو شود جانم
که بس به درد فرو شد به انتظار دلم ۹
چه سود اگرچه بگویی بسی ز بعد وفات
که از وفات نزاری بسوخت زار دلم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷۰ - مریم دوشیزه عیسی در شکم
گوهر بعدی:شماره ۸۷۲ - دلم بر آتش هجران بسوخت آه دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.