هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و معنوی است که به موضوعاتی مانند عشق الهی، اعتدال، و ارزشهای اخلاقی میپردازد. در آن از مفاهیمی مانند معجزهی نفس، حرمت اهل دل، و اهمیت اعتدال در زندگی سخن گفته شده است. همچنین، اشارهای به نقش مریم مقدس و عیسی مسیح در باورهای مذهبی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به دانش پایهای از ادبیات و فلسفهی عرفانی دارد.
شماره ۸۷۰ - مریم دوشیزه عیسی در شکم
مریم دوشیزه عیسی در شکم
چیست میدانی عنب خیر النعم ۱
خوشه ای بکرست و زو هر دانه ای
مطلقا دارد مسیحی در شکم ۲
می پرست ار نیست در میخانه خم
در تعبّد از چه دارد پشت خم ۳
با گرانی بسته خدمت را میان
ایستاده روز و شب بر یک قدم ۴
تا مگر از معجزِ انفاس او
در وجود آید وجودی از عدم ۵
حرمت اهل دل از تحریم اوست
هر کسی را کی دهد ره در حرم ۶
آب روی اهل دل آتش کند
از فروغ برق جان پرور به دم ۷
در مزاج اوست حدّ اعتدال
در غلو غبن است و در در تقصیر هم ۸
عادل و ظالم خلاف یک دگر
کی بود جمعیت ضدّان به هم ۹
اعتدال منصفِ او را چه جرم
گر کند بر خویشتن ظالم ستم ۱۰
رایحات راح اگرچه در خواص
راحت روح است نبود بی الم ۱۱
پاسخی باشد موافق تر ز نوش
با بخیلان است قاتل تر ز سم ۱۲
در جهان باقی نمانده ست از کرام
کو کریمی ضامن یک من کرم ۱۳
از ندیمی همچو می وز صحبتش
کی بود هرگز نزاری را ندم ۱۴
خنبِ من دریا و کشتی جام می
گرچه در کشتی نگنجیده ست یم ۱۵
فاش کردم مسکرات الوجد خویش
تا به کی دارندم آخر متهم ۱۶
والهم ، آشفته ام ، شوریده ام
عاشقم ، مستم به عالم در عَلَم ۱۷
چیست میدانی عنب خیر النعم ۱
خوشه ای بکرست و زو هر دانه ای
مطلقا دارد مسیحی در شکم ۲
می پرست ار نیست در میخانه خم
در تعبّد از چه دارد پشت خم ۳
با گرانی بسته خدمت را میان
ایستاده روز و شب بر یک قدم ۴
تا مگر از معجزِ انفاس او
در وجود آید وجودی از عدم ۵
حرمت اهل دل از تحریم اوست
هر کسی را کی دهد ره در حرم ۶
آب روی اهل دل آتش کند
از فروغ برق جان پرور به دم ۷
در مزاج اوست حدّ اعتدال
در غلو غبن است و در در تقصیر هم ۸
عادل و ظالم خلاف یک دگر
کی بود جمعیت ضدّان به هم ۹
اعتدال منصفِ او را چه جرم
گر کند بر خویشتن ظالم ستم ۱۰
رایحات راح اگرچه در خواص
راحت روح است نبود بی الم ۱۱
پاسخی باشد موافق تر ز نوش
با بخیلان است قاتل تر ز سم ۱۲
در جهان باقی نمانده ست از کرام
کو کریمی ضامن یک من کرم ۱۳
از ندیمی همچو می وز صحبتش
کی بود هرگز نزاری را ندم ۱۴
خنبِ من دریا و کشتی جام می
گرچه در کشتی نگنجیده ست یم ۱۵
فاش کردم مسکرات الوجد خویش
تا به کی دارندم آخر متهم ۱۶
والهم ، آشفته ام ، شوریده ام
عاشقم ، مستم به عالم در عَلَم ۱۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۷
۳۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶۹ - ای امیدم به تو نومید مکن از خویشم
گوهر بعدی:شماره ۸۷۱ - نکرد با سر زلف تو هیچ کار دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.