هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دل‌بستگی عمیق خود به معشوق سخن می‌گوید. او از رنج‌های عشق و دوری شکایت دارد، اما در عین حال وفاداری و تسلیم خود را در برابر معشوق بیان می‌کند. شاعر از زیبایی‌های معشوق مانند زلف و چشمانش یاد می‌کند و جان‌فشانی در راه او را غنیمت می‌داند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده‌تر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۸۷۴ - بیا بیا صنما بیش از این مرنجانم

بیا بیا صنما بیش از این مرنجانم
دمی به لطف دلم ده که بس پریشانم ۱

چو بلبل از غم عشق تو تا به کی نالم
به دیده چند کشم خارت ای گلستانم ۲

دو زلف شست تو بر هم شکست پیوندم
دو چشم مست تو پیدا بکرد پنهانم ۳

غنیمت است به پیش لب تو جان دادن
که تا مگر به حدیثی ز لب دهی جانم ۴

شبی که دست حمایل کنم به گردن تو
چو آفتاب درخشد مه از گریبانم ۵

چو سودِ حاصل عمرم تویی که را طلبم
چو اصلِ راحتِ رنجم تویی که را خوانم ۶

شکسته ام ز تو باری ولی بحمدالله
اگر شکسته وجودم درست پیمانم ۷

گرم تمامت عالم به سر بگردانی
ز پیش حکم تو یک ذرّه سر نگردانم ۸

به عزت از بنشانی کمینه مسکینم
به خدمت ار بپذیری مطیع فرمانم ۹

همان نزاریِ مسکین ِ مُستمندِ تو ام
نه خود که تا ز تو دورم هزار چندانم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۷۳ - چو باز کرد سر درج پرگهر چشمم
گوهر بعدی:شماره ۸۷۵ - اگر عشق تو شد در خون جانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.