هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دشمنی سخن میگوید، بیان میکند که ایمانش به عشق از ابتدا بوده و حتی حاضر است دنیا و دین را فدا کند. او در عشق استوار است و از طعن دشمنان نمیهراسد. همچنین از رنج هجران و اشکهایش میگوید و از معشوق میخواهد که بر آشفتگیهایش صبر کند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عشق، دشمنی، و تضاد بین ایمان و کفر نیاز به درک و بلوغ عاطفی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم فلسفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۸۱ - من دوست می دارم تو را گو قصد من کن دشمنم
من دوست می دارم تو را گو قصد من کن دشمنم
دنیی و عقبی عاقبت بر هم زنم گر من منم ۱
چون زابتدا آورده ام ایمان به کفر زلف تو
از من عجب نبود اگر دنیا و دین بر هم زنم ۲
دشمن چه می خواهد زمن آن از محبت بی خبر
من در محبت محکمم از طعن دشمن نشکنم ۳
این دوستی با روح من روز ازل آمیختند
دشمن به شمشیر جفا گو کینه کش اینک تنم ۴
خود دل نمی سوزد ترا بر آتش هجران من
آخر من بی دل ز جان چندین صبوری چون کنم ۵
مسکین نزاری گفته ای چون است دور از روی تو
روزی به شب می آورم تا روز جانی می کنم ۶
بر کار من چون زلف تو تاب پریشانی مده
از چشم خود چون اشک من بر خاک خواری مفکنم ۷
دنیی و عقبی عاقبت بر هم زنم گر من منم ۱
چون زابتدا آورده ام ایمان به کفر زلف تو
از من عجب نبود اگر دنیا و دین بر هم زنم ۲
دشمن چه می خواهد زمن آن از محبت بی خبر
من در محبت محکمم از طعن دشمن نشکنم ۳
این دوستی با روح من روز ازل آمیختند
دشمن به شمشیر جفا گو کینه کش اینک تنم ۴
خود دل نمی سوزد ترا بر آتش هجران من
آخر من بی دل ز جان چندین صبوری چون کنم ۵
مسکین نزاری گفته ای چون است دور از روی تو
روزی به شب می آورم تا روز جانی می کنم ۶
بر کار من چون زلف تو تاب پریشانی مده
از چشم خود چون اشک من بر خاک خواری مفکنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۰ - بار دگر عزم سفر می کنم
گوهر بعدی:شماره ۸۸۲ - عجب مدار خراباتیی چنین که منم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.