هوش مصنوعی: این شعر بیانگر ناامیدی و حسرت شاعر از عمری انتظار بی‌ثمر برای وصال معشوق است. او از تلاش‌های بی‌نتیجه، تسلیم شدن در برابر تقدیر و بازگشت به اصل خود سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، لحن حسرت‌بار و ناامیدانه شعر مناسب سنین پایین نیست.

شماره ۹۱۳ - دیر برآمد که روی یار ندیدیم

دیر برآمد که روی یار ندیدیم
جرعه ای از جام وصل او نچشیدیم ۱

کار به هم برزدیم و هیچ نکردیم
از پس عمری که انتظار کشیدیم ۲

وعده ی وصلی رسیده بود به اول
خود نرسید آن به ما و ما برسیدیم ۳

با سر سررشته ی رضا نفتادیم
بس که به خود هم چو کرم پیله تنیدیم ۴

با قدم اول آمدیم چو عمری
بی هده بر سمت رای خویش دویدیم ۵

نفخه ی صورِ صدایِ عشق برآمد
جمله ز تشویش هیبتش برمیدیم ۶

با ملک الموت عشق سود نکردیم
گرچه به زاری و زور باز چخیدیم ۷

عاقبت الامر ترک خویش گرفتیم
وز درکات مشابهت برهیدیم ۸

هم چو نزاری ز چارچوب طبیعت
باز سوی آشیان سدره پریدیم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۱۲ - ما نیز قیامت که بگفتند بدیدیم
گوهر بعدی:شماره ۹۱۴ - تا دُردیِ درد او چشیدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.