هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و عاشقانه بیانگر وابستگی عمیق شاعر به معشوق (الهی یا انسانی) است. شاعر اعلام میکند که تمام هستیاش در گرو معشوق است و بدون او، جهان و هرچه در آن است بیارزش میشود. او حاضر است همه چیز، حتی بهشت و جهنم، را فدای معشوق کند و در وفاداری به او از هیچ تلاشی دریغ نمیکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۹۱۷ - هر چه در هستی ما هست چنان در بازیم
هر چه در هستی ما هست چنان در بازیم
که اگر سوزن با ما بود آن در بازیم ۱
در وفا تا بتوانیم چه تقصیر کنیم
با تو ما را به دل آن است که جان در بازیم ۲
جانِ جانی تو اگر جان نبود جانان هست
اصلِ سرمایه توی سود و زیان در بازیم ۳
چون که پیدات نهان است و نهانت پیدا
شرط آن است که پیدا و نهان در بازیم ۴
و الله ار کون و مکان بی تو پشیزی ارزد
هستیِ ما چه زند کون و مکان در بازیم ۵
از تو ما را به بهشتی نتوان قانع شد
گل ستانی چه بود هر دو جهان در بازیم ۶
کفر و دین هر دو به یک جو چو تو با ما باشی
هر چه غیرِ تو بود با تو روان در بازیم ۷
بیتو خود سایهی طوبا تفِ دورخ باشد
با تو فردوس ببخشیم و جنان در بازیم ۸
ناز بس گر سخن این است و نزاری ماییم
دل به دیوانگی و سر به زبان در بازیم ۹
که اگر سوزن با ما بود آن در بازیم ۱
در وفا تا بتوانیم چه تقصیر کنیم
با تو ما را به دل آن است که جان در بازیم ۲
جانِ جانی تو اگر جان نبود جانان هست
اصلِ سرمایه توی سود و زیان در بازیم ۳
چون که پیدات نهان است و نهانت پیدا
شرط آن است که پیدا و نهان در بازیم ۴
و الله ار کون و مکان بی تو پشیزی ارزد
هستیِ ما چه زند کون و مکان در بازیم ۵
از تو ما را به بهشتی نتوان قانع شد
گل ستانی چه بود هر دو جهان در بازیم ۶
کفر و دین هر دو به یک جو چو تو با ما باشی
هر چه غیرِ تو بود با تو روان در بازیم ۷
بیتو خود سایهی طوبا تفِ دورخ باشد
با تو فردوس ببخشیم و جنان در بازیم ۸
ناز بس گر سخن این است و نزاری ماییم
دل به دیوانگی و سر به زبان در بازیم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱۶ - هر چه بر اندیشم از تو زار بگریم
گوهر بعدی:شماره ۹۱۸ - مست و لایعقل و دردی کش و خم پردازیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.