هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، بیانگر لحظه‌ای از شادی و بی‌پروایی است که شاعر در آن به ستایش می‌پردازد و از قیدوبندهای عقل و دین رها می‌شود. او از می‌نوشی، عشق و رندان سخن می‌گوید و به دنبال لحظه‌ای از آزادی و بی‌خویشی است. شاعر در پایان، بازگشت به اصل را یادآوری می‌کند.
رده سنی: 18+ اشاره به مفاهیم عرفانی و شراب‌وشی که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رهایی از قیدوبندهای دینی و اجتماعی نیاز به درک عمیق‌تری از زمینه‌های فرهنگی و ادبی دارد.

شماره ۹۲۵ - وقتِ آن آمد که بر غندان زنیم

وقتِ آن آمد که بر غندان زنیم
جامِ می بر طلعتِ جانان زنیم ۱

چون مقارن می‌رسد ماهِ صیام
هر چه باداباد بر شعبان زنیم ۲

بیش و کم یک هفته در پایانِ جنگ
بر سماعِ مطربان دستان زنیم ۳

طوقِ گردن گیسویِ پرچین کنم
خاک در چشمِ خطابینان زنیم ۴

شادیِ رندان و قلّاشانِ عشق
ما دمِ اخلاص با ایشان زنیم ۵

کفر و ایمان پای‌بندِ عاقل است
ما به می بر کفر و بر ایمان زنیم ۶

ترکِ نام و ننگ و دین و دل کنیم
سنگ بر قندیلِ جسم و جان زنیم ۷

بارگاهِ فقر برگردون کشیم
سایه‌بانِ فاقه بر کیوان زنیم ۸

قصّه کوته کن نزاری بازگوی
وقتِ آن آمد که بر غندان زنیم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۲۴ - آخر بمردم از غمت ای زندگانیم
گوهر بعدی:شماره ۹۲۶ - یار با ما هر چه گوید آن کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.