هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از نزار قبانی، عشق الهی و رابطهی عاشق و معشوق را به تصویر میکشد. شاعر از نیاز به وحدت با معشوق، پاکسازی وجود از ناخالصیها، و تسلیم در برابر عشق الهی سخن میگوید. همچنین، به نقش رحمت و لطف معشوق در رسیدن به کمال اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارند.
شماره ۹۴۹ - گر هیچ عشقت از در ناگه در آید ای جان
گر هیچ عشقت از در ناگه در آید ای جان
وز من مرا به یک ره اندر باید ای جان ۱
دست مراد بردم خود با عدم سپردم
رفتن به راه وحدت با خود نشاید ای جان ۲
گه گه چه باشد آخر گر صیقلی به رحمت
زآیینه ی وجودم زنگی زداید ای جان ۳
بنواز جان ما را یک ره به لطف شیرین
ور نیز تلخ گویی جان می فزاید ای جان ۴
با ما رقیب کویت صد گونه کینه دارد
نبود عجب ز عقرب گر می گزاید ای جان ۵
چشمت به یک کرشمه گر بایدش هم این جا
باب بهشت سرمد بر ما گشاید ای جان ۶
در گل ستان عشقت چون بلبلان نزاری
بر شاخسار شوقت خوش می سراید ای جان ۷
وردش همین که آخر هم تو تمام گردان
از ما و خدمت ما چیزی نباید ای جان ۸
وز من مرا به یک ره اندر باید ای جان ۱
دست مراد بردم خود با عدم سپردم
رفتن به راه وحدت با خود نشاید ای جان ۲
گه گه چه باشد آخر گر صیقلی به رحمت
زآیینه ی وجودم زنگی زداید ای جان ۳
بنواز جان ما را یک ره به لطف شیرین
ور نیز تلخ گویی جان می فزاید ای جان ۴
با ما رقیب کویت صد گونه کینه دارد
نبود عجب ز عقرب گر می گزاید ای جان ۵
چشمت به یک کرشمه گر بایدش هم این جا
باب بهشت سرمد بر ما گشاید ای جان ۶
در گل ستان عشقت چون بلبلان نزاری
بر شاخسار شوقت خوش می سراید ای جان ۷
وردش همین که آخر هم تو تمام گردان
از ما و خدمت ما چیزی نباید ای جان ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۴۸ - بحر عشق است این و در وی موج بیم و جان
گوهر بعدی:شماره ۹۵۰ - متنعمّان چه دانند مشقت فقیران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.