هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد جدایی از معشوق و بی‌وفایی دوستان می‌نالد. او از بی‌خبری یار و سنگدلی اطرافیان شکایت دارد و بزرگی را در خوشدلی و همراهی با رندان می‌داند. متن آکنده از احساسات عاشقانه و نگاهی عرفانی به زندگی است.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عرفانی و احساسات پیچیده‌ای است که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۹۵۵ - مرا طاقت نمی‌باشد جدایی کردن از جانان

مرا طاقت نمی‌باشد جدایی کردن از جانان
به مزدِ جانِ خود بر من ببخشید ای مسلمانان ۱

رفیقان دردمندان را چه غیرت بیش ازین باشد
که خود را می‌کشیم این‌جا و آن‌جا بی‌خبر جانان ۲

که را بودی جوان‌مردی که پیغامی بیاوردی
چه می‌گویم سبک روحی محال است از گران‌جانان ۳

در آن سنگین‌دلان باری دریغا گر وفا بودی
حسابی بر نمی‌شاید گرفت از سست‌پیمانان ۴

ملامت می‌کنند آن‌را که با صورت نظر دارد
ولیک از عالمِ معنی ندارند آگهی آنان ۵

نزاری هم نخواهد کرد تا جانش بود در تن
خلافِ رأی اهلِ دل به معبودِ خردمندان ۶

مگر کوری، گدایی، کودنی، گولی بود ورنه
تحاشی کنند از می بزرگان و خداوندان ۷

بزرگی چیست این‌جا خورده‌یی دارم به گستاخی
بزرگی آن که خوش دارند یک دم خاطرِ رندان ۸

هوا پُر نَم، زمین خرّم، قدح گردان نزاری‌ها
مهِ شعبان و برغندان مهِ شعبان و برغندان ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۵۴ - ساخته عشق چیست فطرتِ دیوانگان
گوهر بعدی:شماره ۹۵۶ - چه غم که نیست مرا حاصل ای مسلمانان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.