هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که بر ضرورت رهایی از خودِ دنیوی و پیوستن به معشوق حقیقی (خدا) تأکید دارد. شاعر از دوست بودن با نفسِ حیوانی انتقاد کرده و قیامت را بیرون رفتن از خود و بهشت را در بودن با دوست میداند. در نهایت، بیخودی و فنا در معشوق را والاترین مقام معرفی میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و نیاز به درک فلسفی از رابطه انسان و خداوند، این شعر را برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب میسازد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۹۷۵ - دلا تا چند با خود دوست بودن
دلا تا چند با خود دوست بودن
گرت مغز است تا کی پوست بودن ۱
چو با او بایدت بی خویشتن شو
که این بی خویشیت با اوست بودن ۲
قیامت چیست بیرون رفتن از خود
بهشت سرمدی با دوست بودن ۳
چه گیری انس با نفس بهیمی
خطا با هم دم بد خوست بودن ۴
نزاری را سر باز آمدن نیست
به خود بی خود بود نیکوست بودن ۵
گرت مغز است تا کی پوست بودن ۱
چو با او بایدت بی خویشتن شو
که این بی خویشیت با اوست بودن ۲
قیامت چیست بیرون رفتن از خود
بهشت سرمدی با دوست بودن ۳
چه گیری انس با نفس بهیمی
خطا با هم دم بد خوست بودن ۴
نزاری را سر باز آمدن نیست
به خود بی خود بود نیکوست بودن ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۵۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۷۴ - صعب کاریست سرآسیمه ی ایام شدن
گوهر بعدی:شماره ۹۷۶ - سخت کاریست ریاضتکشِ هجران بودن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.