هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد و دلهای شاعر به معشوق (خدا یا انسان) است. شاعر از عشق عمیق و دیرینه خود میگوید و از بیتوجهی معشوق شکایت میکند. او تأکید میکند که این پیوند ازلی است و نباید گسسته شود، حتی اگر خطایی از او سر زده باشد. شاعر از معشوق میخواهد که بیگناهان را نیازارد و به ندای دلش گوش دهد.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند "در خون مسکینان مرو" ممکن است برای کودکان نامفهوم یا نگرانکننده باشد.
شماره ۹۹۱ - ای عشق تو در جان من از بدو کُن
ای عشق تو در جان من از بدو کُن
جانا چنین بیگانگی با ما مکن ۱
ما از الست آوردهایم این اتصال
اینجاست عشق تازه و عهد کُهُن ۲
از ما اگر چه زلّتی صادر شود
تو بر مکن این اتصال از بیخ و بُن ۳
در خون مسکینان مرو بی موجبی
بشنو خدا را از نزاری این سُخُن ۴
جانا چنین بیگانگی با ما مکن ۱
ما از الست آوردهایم این اتصال
اینجاست عشق تازه و عهد کُهُن ۲
از ما اگر چه زلّتی صادر شود
تو بر مکن این اتصال از بیخ و بُن ۳
در خون مسکینان مرو بی موجبی
بشنو خدا را از نزاری این سُخُن ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۴۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۰ - ای دل نمیگفتم تورا با عشق خود بینی مکن
گوهر بعدی:شماره ۹۹۲ - ای دل حصارِ همّتِ مردان پناه کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.