هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از فراق و بیوفایی معشوق رنج میبرد. شاعر از ناپایداری دنیا، فراموشی عشق و رنجهای روحی خود میگوید و اشاره میکند که تمام آرزوها و امیدهایش نابود شدهاند. او از زخمهای عاطفی و دروغهای معشوق شکایت دارد و در نهایت به این نتیجه میرسد که تنها چیزی که باقی مانده، درد فراق است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و روحی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، موضوعاتی مانند درد فراق و ناامیدی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۷۹ - آه کان قاعدۀ وصل چنان هم بنماند
آه کان قاعدۀ وصل چنان هم بنماند
زان همه عیش و طرب نام و نشان هم بنماند ۱
اشک من خود سپری بود و لیکن گه گاه
مددی بود ز خون دل و آن هم بنماند ۲
جان بسی کدم و در سینه همی پروردم
غم عشق تو نهان، لیک نهان هم بنماند ۳
گه گهم از تو بدی زخم زبانی بدروغ
خود باقبال من آن زخم زبان هم بنماند ۴
تن در اندوه دهم غم خورم و دم نزنم
که چنین هم بنماند چو چنان هم بنماند ۵
خود همان بد که مرا بی دل و شیدا کردی
ورنه آن دل بتوای جان و جهان هم بنماند ۶
دو سه روز دگر این زحمت ما میکش ازانک
ناگهانت خبر آید که فلان هم بنماند ۷
گفته بودی نگذارم که بماند دل تو
راستی را دل تنها نه که جان هم بنماند ۸
زان همه عیش و طرب نام و نشان هم بنماند ۱
اشک من خود سپری بود و لیکن گه گاه
مددی بود ز خون دل و آن هم بنماند ۲
جان بسی کدم و در سینه همی پروردم
غم عشق تو نهان، لیک نهان هم بنماند ۳
گه گهم از تو بدی زخم زبانی بدروغ
خود باقبال من آن زخم زبان هم بنماند ۴
تن در اندوه دهم غم خورم و دم نزنم
که چنین هم بنماند چو چنان هم بنماند ۵
خود همان بد که مرا بی دل و شیدا کردی
ورنه آن دل بتوای جان و جهان هم بنماند ۶
دو سه روز دگر این زحمت ما میکش ازانک
ناگهانت خبر آید که فلان هم بنماند ۷
گفته بودی نگذارم که بماند دل تو
راستی را دل تنها نه که جان هم بنماند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۸ - درد دل از حد گذشت و یار نداند
گوهر بعدی:شماره ۸۰ - رخ خوبت به قمر می ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.