هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از غمهای بیفایده دوری میکند و تنها غم یار را میپذیرد. او از عشق و وفاداری سخن میگوید و تأکید میکند که حتی در سختیها نیز نباید پیمان شکست. همچنین، خطاب به یار، از او میخواهد که مراقب خود باشد و از رفتارهای نادرست دوری کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به رنج و وفاداری در عشق وجود دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۰۰ - مخور ای دل غم بسیار مخور
مخور ای دل غم بسیار مخور
ور خوری جز غم دلدار مخور ۱
نه غم یار عزیزست؟ آن نیز
اگرت هست نگهدار مخور ۲
یار تیمار تو چون می نخورد
پس تو بی فایده تیمار مخور ۳
خه! چنین خواهمتف، احسنت،ای یار
غم من اندک و بسیار مخور ۴
من ز عشق تو زیم یا میرم
تو خود البّته غم کار مخور ۵
پشت من بشکن و پیمان مشکن
خون من می خور وز نهار مخور ۶
چشم تو دوش لبت را می گفت
با فلان باده دگر باره مخور ۷
لب تو گفت بدو خیز بخسب
تو که مستی غم هشیار مخور ۸
ور خوری جز غم دلدار مخور ۱
نه غم یار عزیزست؟ آن نیز
اگرت هست نگهدار مخور ۲
یار تیمار تو چون می نخورد
پس تو بی فایده تیمار مخور ۳
خه! چنین خواهمتف، احسنت،ای یار
غم من اندک و بسیار مخور ۴
من ز عشق تو زیم یا میرم
تو خود البّته غم کار مخور ۵
پشت من بشکن و پیمان مشکن
خون من می خور وز نهار مخور ۶
چشم تو دوش لبت را می گفت
با فلان باده دگر باره مخور ۷
لب تو گفت بدو خیز بخسب
تو که مستی غم هشیار مخور ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹ - زهی در حسرت آن چشم مخمور
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - دمید صبح، چه خسبی چو بخت من برخیز؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.