هوش مصنوعی: شاعر از مخاطب خود می‌خواهد که با طلوع صبح برخیزد، به موسیقی و نوشیدن باده بپردازد و از زندگی لذت ببرد. او از مستی و بی‌خودی سخن می‌گوید و به مخاطب توصیه می‌کند که از نگرانی‌های دنیوی دوری کند. همچنین، شاعر به ناپایداری روزگار و سختی‌های آن اشاره می‌کند.
رده سنی: 18+ محتوا شامل موضوعاتی مانند شراب و مستی است که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست. همچنین، مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن ممکن است برای کودکان و نوجوانان قابل درک نباشد.

شماره ۱۰۱ - دمید صبح، چه خسبی چو بخت من برخیز؟

دمید صبح، چه خسبی چو بخت من برخیز؟
بساز چنگ و برآور خروش رستاخیز ۱

ببوی باده بر آمیز نکهت گل را
که شب بروز بر آمیخت صبح رنگ آمیز ۲

مرا ز مستی دست قدح ستان بنماند
بدت خویش قدح را بحلق من در ریز ۳

بجام باده فرو برسرم وگر ترسی
که غرقه گردم، زلفت بست دست آویز ۴

محیط چرخ دخانیست، چشم ازو فکن
بسیط خاک غباریست، از سرش برخیز ۵

نه آسمانی، با ما زمان زمان بمگرد
نه روزگاری ،با ما نفس نفس مستیز ۶

بدست رطل گران دادیم باوّل بار
بپای مستی اگر مردی از سرم مگریز ۷

ترا که گفت که چون روزگار هر ساعت
بلا چون ریگ بغربال چرخ بر من بیز؟ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۰ - مخور ای دل غم بسیار مخور
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲ - ای ز روی تو آب بر آتش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.