هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق عمیق خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که تمام وجودش را وقف او کرده است. او از فداکاریهای خود در راه عشق میگوید و اینکه همه چیز را در دنیا برای معشوق گذاشته است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده در شعر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۱۱۱ - جان که در عالم خود او را داشتم
جان که در عالم خود او را داشتم
بهر تو نا بوده اش انگاشتم ۱
دیده را با نقش تو پرداختم
سسینه را از مهر تو انباشتم ۲
مطبخ سودای خود یعنی دماغ
از برای عشق تو افراشتم ۳
در زمین سینه از روز نخست
دانۀ دل خود بنامت کاشتم ۴
تختۀ وقف غمت بر دل زدم
نام عشق تو برو بنگاشتم ۵
از زر و سیم رخ و اشک آنچه بود
آن زر و سیم آن تو پنداشتم ۶
گر دلی بد، تن بهجرش در زدم
ور تنی بد، دل ازو برداشتم ۷
از سر هر دو جهان برخاستم
جز غمت کز بهر خود بگذاشتم ۸
بهر تو نا بوده اش انگاشتم ۱
دیده را با نقش تو پرداختم
سسینه را از مهر تو انباشتم ۲
مطبخ سودای خود یعنی دماغ
از برای عشق تو افراشتم ۳
در زمین سینه از روز نخست
دانۀ دل خود بنامت کاشتم ۴
تختۀ وقف غمت بر دل زدم
نام عشق تو برو بنگاشتم ۵
از زر و سیم رخ و اشک آنچه بود
آن زر و سیم آن تو پنداشتم ۶
گر دلی بد، تن بهجرش در زدم
ور تنی بد، دل ازو برداشتم ۷
از سر هر دو جهان برخاستم
جز غمت کز بهر خود بگذاشتم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۰ - گر تو را گویم که عاشق نیستم
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲ - چو درد دلست این که من درفتادم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.