هوش مصنوعی:
شاعر از زندگی ناخوش و دل مشوش خود شکایت میکند و بیان میکند که دلش همچون ترکش پر از تیرهای حوادث است. او هرگز طعم آرامش را نچشیده و از روزهای خوش نیز تنها شبهای تلخ برایش باقی مانده است. در نهایت، از مردم چشم بدی که بر آتش مشکلاتش آب میپاشند، به خدا پناه میبرد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و ناامیدی است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'دل پر تیر' و 'شب خوش من' نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارند.
شماره ۱۳۱ - آه ازین زندگیّ ناخوش من
آه ازین زندگیّ ناخوش من
وز دل و خاطر مشوّش من ۱
سپر زخم حادثات شدست
دل پر تیر همچو ترکش من ۲
در همه عمر خویش نشنیدست
بوی راحت دل بلاکش من ۳
طمع خوشدلی ندارم از آنک
روز خوش کرده است شب خوش من ۴
هم عفاالله مردم چشمم
کآبکی می زند بر آتش من ۵
وز دل و خاطر مشوّش من ۱
سپر زخم حادثات شدست
دل پر تیر همچو ترکش من ۲
در همه عمر خویش نشنیدست
بوی راحت دل بلاکش من ۳
طمع خوشدلی ندارم از آنک
روز خوش کرده است شب خوش من ۴
هم عفاالله مردم چشمم
کآبکی می زند بر آتش من ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰ - باز دیدی که ابر تر دامن؟
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲ - بجز از غصّه های مشکل من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.