هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر با باد صبا سخن میگوید و از عشق و دلبستگی به معشوق مینالد. او از زلف و غمزههای معشوق یاد میکند و از درد فراق و بیوفایی او شکایت دارد. شاعر از باد صبا میخواهد که پیامرسان او باشد و حالش را به معشوق برساند. در نهایت، او از جور و بدعهدی معشوق گله میکند و از اینکه دل و جانش را برده است، مینالد.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و بدعهدی معشوق نیاز به تجربه و بلوغ عاطفی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱۳۹ - ای باد صبا خبر چه داری؟
ای باد صبا خبر چه داری؟
از زلف بتم اثر چه داری؟ ۱
از غمزۀ او دلم جدانیست
زان بیماران خبر چه داری؟ ۲
گر مردم چشم من نیی تو
بر خاک درش گذر چه داری؟ ۳
بوی سر زلف و خاک کویش
دانم داری دگر چه داری؟ ۴
ما را ببهای نیک بفروش
زین جنس متاع هر چه داری ۵
دل را بجز این دو نیست حاجت
از تو مثلا خود ارچه داری ۶
از من بریار بر پیامی
تو خود بجزین هنر چه داری؟ ۷
گو از تو چو حال من چنین شد
دریاب، غمی بخور، چه داری؟ ۸
گر هست ترا بکشتنم رای
تعجیل کن ای پسر چه داری؟ ۹
بی فایده صد هزار دل را
سر گشته بزلف در، چه داری؟ ۱۰
در بسته میان بعشوه ما را
بر هیچ نه چون کمر، چه داری ۱۱
بد عهدی و جور و یار دیگر
کردی همه، زین بترچه داری؟ ۱۲
بردی دل و صبر و جان، نگویی
تا چشم هنوز بر چه داری؟ ۱۳
ترسم که جوابم این فرستی
دانم که تو خود سر چه داری ۱۴
جان و دل و صبر هیچ باشد
اندیشه بکن که زرچه دادی؟ ۱۵
از زلف بتم اثر چه داری؟ ۱
از غمزۀ او دلم جدانیست
زان بیماران خبر چه داری؟ ۲
گر مردم چشم من نیی تو
بر خاک درش گذر چه داری؟ ۳
بوی سر زلف و خاک کویش
دانم داری دگر چه داری؟ ۴
ما را ببهای نیک بفروش
زین جنس متاع هر چه داری ۵
دل را بجز این دو نیست حاجت
از تو مثلا خود ارچه داری ۶
از من بریار بر پیامی
تو خود بجزین هنر چه داری؟ ۷
گو از تو چو حال من چنین شد
دریاب، غمی بخور، چه داری؟ ۸
گر هست ترا بکشتنم رای
تعجیل کن ای پسر چه داری؟ ۹
بی فایده صد هزار دل را
سر گشته بزلف در، چه داری؟ ۱۰
در بسته میان بعشوه ما را
بر هیچ نه چون کمر، چه داری ۱۱
بد عهدی و جور و یار دیگر
کردی همه، زین بترچه داری؟ ۱۲
بردی دل و صبر و جان، نگویی
تا چشم هنوز بر چه داری؟ ۱۳
ترسم که جوابم این فرستی
دانم که تو خود سر چه داری ۱۴
جان و دل و صبر هیچ باشد
اندیشه بکن که زرچه دادی؟ ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۴۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۸ - مرا دلیست هوس خانۀ غم آبادی
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰ - رویی، چگونه رویی؟ رویی چو آفتاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.