هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانهای است که شاعر از بیوفایی و جفای معشوق متحمل شده است. او از شبهایی یاد میکند که دل به معشوق سپرده و اکنون از آتش عشق و بیوفایی او میسوزد. شاعر با طنز تلخ از معشوق میخواهد که کمی لطف بیاموزد، چرا که او تنها جور و جفا را آموخته است. در پایان، شاعر به نوروز و رسمهای آن اشاره میکند و امیدوار است که از معشوق نظری نوروزی دریافت کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهای است که با درد و رنج همراه است و همچنین از طنز تلخ استفاده شده است. این مفاهیم برای درک بهتر به بلوغ عاطفی و فکری نیاز دارند که معمولاً از سن 16 سالگی به بالا در افراد شکل میگیرد.
شماره ۱۵۰ - بار دیگر ز که می آموزی
بار دیگر ز که می آموزی
این که دلها بجفا می سوزی؟ ۱
می دری پرده و می سوزی دل
بر غمزه زکین اندوزی ۲
طالعی بد بود آن شب که دلم
بتو دادم ز پی بهرورزی ۳
تا زنی در دلم آتش بادب
ازده انگشت چراغ افروزی ۴
خه خه، ای دلبر درّا دوزا
خوب می دّری و خوش می دوزی ۵
اندکی لطف بیاموز آخر
خود همه جور و جفا آموزی ۶
هر چه خط با رخ زیبای تو کرد
کینه از سینۀ من می توزی ۷
این همه عشوةۀ تو دانم چیست
بی وفاییم همی آموزی ۸
سر سالست، مرا از رخ تو
نظری رسم بود نوروزی ۹
این که دلها بجفا می سوزی؟ ۱
می دری پرده و می سوزی دل
بر غمزه زکین اندوزی ۲
طالعی بد بود آن شب که دلم
بتو دادم ز پی بهرورزی ۳
تا زنی در دلم آتش بادب
ازده انگشت چراغ افروزی ۴
خه خه، ای دلبر درّا دوزا
خوب می دّری و خوش می دوزی ۵
اندکی لطف بیاموز آخر
خود همه جور و جفا آموزی ۶
هر چه خط با رخ زیبای تو کرد
کینه از سینۀ من می توزی ۷
این همه عشوةۀ تو دانم چیست
بی وفاییم همی آموزی ۸
سر سالست، مرا از رخ تو
نظری رسم بود نوروزی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۹ - هر شبی با دلی و صد زاری
گوهر بعدی:شماره ۱۵۱ - گر بخواهی کشتنم یکبارگی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.