خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که هیچ یاوری در برابر درد دلگسستگی ندارد و تنها حاصل زندگیاش غم عشق است. سپس با لحنی تلخ از کسی میپرسد که چگونه به او میگوید دل خوش داشته باشد، در حالی که او اصلاً دلی ندارد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این متن نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۱۵ - نه یاری ازین دلگسلی هست مرا
نه یاری ازین دلگسلی هست مرا
نه جز غم عشق حاصلی هست مرا ۱
وآنگه گویی مرا که دل خوش می دار
خاموش، کدام دل؟ دلی هست مرا؟ ۲
نه جز غم عشق حاصلی هست مرا ۱
وآنگه گویی مرا که دل خوش می دار
خاموش، کدام دل؟ دلی هست مرا؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴ - در تن غم تو بجای جانست مرا
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - زلف تو چنان بباد بر داد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.