خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از عشق و دلبستگی شدید خود سخن میگوید و حالتی از زبونی و تشنگی عاطفی را بیان میکند. او خود را به شمعی تشبیه میکند که آب از سرش گذشته و زبانش از تشنگی بیرون افتاده است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آنها ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'شمع' و 'تشنگی' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۴ - در پای تو دل گرچه زبون افتادست
در پای تو دل گرچه زبون افتادست
در جستن وصل بین که چون افتادست ۱
شمعم که مرا آب ز سر بگذشتست
وز تشنگیم زبان برون افتادست ۲
در جستن وصل بین که چون افتادست ۱
شمعم که مرا آب ز سر بگذشتست
وز تشنگیم زبان برون افتادست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳ - آن غنچۀ گل نگر چه چست افتادست
گوهر بعدی:شماره ۸۵ - هر کجا که ز مهرت نظری افتادست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.