خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از طولانیبودن شب و جدایی از معشوق شکایت میکند و بیان میکند که شب بدون معشوق بهاندازهٔ روز قیامت طولانی است. زلف معشوق نشانهای از روز است، وگرنه شب به این درازی نیست.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و انتزاعی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی مانند «شب قیامت» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۱ - امشب که نشان روز در عالم نیست
امشب که نشان روز در عالم نیست
بالای شب از روز قیامت کم نیست ۱
زلف تو نشاندست بدین روز مرا
ورنه شب من بدین درازی هم نیست ۲
بالای شب از روز قیامت کم نیست ۱
زلف تو نشاندست بدین روز مرا
ورنه شب من بدین درازی هم نیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۰ - بی روی تو غمگسار من جز غم نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۲ - در روی زمین هیچ کست دشمن نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.