خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن شاعر بیان میکند که هیچ دشمنی روی زمین وجود ندارد که شمشیر تو بر گردنش باشد. وقتی جام شراب از دست داده شود، دشمن تو مانند کوزهای است که سرش از تن جدا شده است. این متن به مفهوم بیخطر بودن دشمنان و بیمعنی بودن جنگ و دشمنی اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم فلسفی و استعاری است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شمشیر و خشونت نمادین، آن را برای مخاطبان جوانتر نامناسب میکند.
شماره ۱۴۲ - در روی زمین هیچ کست دشمن نیست
در روی زمین هیچ کست دشمن نیست
کش منّت شمشیر تو بر گردن نیست ۱
چون ساغر می جان بدهد از سر دست
خصم تو که چون کوزه سرش از تن نیست ۲
کش منّت شمشیر تو بر گردن نیست ۱
چون ساغر می جان بدهد از سر دست
خصم تو که چون کوزه سرش از تن نیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۱ - امشب که نشان روز در عالم نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۳ - امشب که فراق را گذر بر من نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.