خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، شاعر از فراق و جدایی میگوید. هنگام سحر که تصمیم به رفتن گرفت، غم از دسترفتهاش دل را فراگرفت. اشکهایش به دنبال راهی برای بازگشت دوست دویدند، اما نتوانستند به او برسند و تنها دامن شاعر را گرفتند.
متن دارای مضامین عاطفی و احساسی عمیق مانند غم، جدایی و عشق است که درک آنها برای کودکان دشوار بوده و بیشتر مناسب نوجوانان و بزرگسالان است که توانایی درک و همذاتپنداری با این احساسات را دارند.
شماره ۱۷۰ - وقت سحرش چو عزم رفتن بگرفت
وقت سحرش چو عزم رفتن بگرفت
دلرا غم جان رفته دامن بگرفت ۱
اشکم بدوید تابگیرد راهش
در وی نرسید و دامن من بگرفت ۲
دلرا غم جان رفته دامن بگرفت ۱
اشکم بدوید تابگیرد راهش
در وی نرسید و دامن من بگرفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۹ - دیشب هوس دل غمینم بگرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۷۱ - آن بت که جهان بغمزۀ مست گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.