خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از آمدن یار و درگیری عاطفی با او سخن میگوید. یار نهتنها دست شاعر را میگیرد، بلکه از شکایتهای گفته و ناگفته او نیز آگاه میشود. شاعر از این بیداری و توجه یار شگفتزده است، چرا که بخت بدش چنین یار مهربانی را برایش رقم زده است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابلدرک نباشد. همچنین، درک عمیقتر از شعر و مفاهیم آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۷۳ - یارآمد و دست من آشفته گرفت
یارآمد و دست من آشفته گرفت
وز من گله های گفته ناگفته گرفت ۱
زین دولت بیدار عجب ماندم نیک
کو بخت بد مرا چنین خفته گرفت ۲
وز من گله های گفته ناگفته گرفت ۱
زین دولت بیدار عجب ماندم نیک
کو بخت بد مرا چنین خفته گرفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۲ - گر چه کرمت ز من عنان باز گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۷۴ - دل باز حدیث شادی افسانه گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.