خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که با وجود دوری معشوق، دل او هنوز به دوستی و وفاداری پایبند است. همچنین اشاره میکند که دیگران از او انتقاد میکنند، اما او از این که قلم معشوق زبان به انتقاد گشوده، متعجب است.
متن دارای مفاهیم عاطفی و ادبی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۷۲ - گر چه کرمت ز من عنان باز گرفت
گر چه کرمت ز من عنان باز گرفت
دل دوستی ترا بجان باز گرفت ۱
شهری همه در زبان گرفتند مرا
کز من قلمت چرا زبان باز گرفت ۲
دل دوستی ترا بجان باز گرفت ۱
شهری همه در زبان گرفتند مرا
کز من قلمت چرا زبان باز گرفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۱ - آن بت که جهان بغمزۀ مست گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۷۳ - یارآمد و دست من آشفته گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.