خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که راز خود را نمیتوان به هر کسی گفت و ترک جان نیز آسان نیست. او از این درد میگوید که درد دلش را نه مخاطبش میشنود و نه میتواند با دیگران در میان بگذارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، موضوعات مطرحشده مانند درد دل و رازداری نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۷۶ - راز تو بنزد این و آن نتوان گفت
راز تو بنزد این و آن نتوان گفت
آسان آسان بترک جان نتوان گفت ۱
این بار که توان گفت که درد دل من
تو نشنوی و با دگران نتوان گفت؟ ۲
آسان آسان بترک جان نتوان گفت ۱
این بار که توان گفت که درد دل من
تو نشنوی و با دگران نتوان گفت؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۵ - دل را هوس زلف دلارای گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۷۷ - در کوی وفا چو بی درنگیست دلت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.